نظم جهانی از منظر کیسینجر، مطالعه موردی بحران اوکراین
نویسندگان
1 دانشیار روابط بین الملل، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین الملل، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
10.22034/fr.2023.392491.1368چکیده
در این مقاله به بررسی بحران اوکراین، تأثیر آن بر نظم جهانی پرداخته میشود. سیاست بین الملل در دیدگاه واقعگرایان بر اساس مفاهیمی همچون: عملگرایی؛ تقدم نظم بر عدالت در عین لزوم عدالت برای استمرار نظم، توازن قوا و لزوم دستیابی به یک نظم پایدار بر اساس اجماع قدرتهای بزرگ بنا شده است. کیسینجر به خاطر سابقه سیاسی و نظری طولانی و اثرگذار، همچنین حضور فعال در بطن چند بحران پیچیدهی بین المللی و ابتکاراتی که برای حل بحرانها از خود ارائه داده است، بسیار مورد توجه بوده است. از این رو، این ظرفیت در او و دیدگاههای نظری و تطبیقیاش وجود دارد که بتوان پژوهشی علمی را بر اساس چارچوب نظرات علمی و سیاسی او به تنهایی بنا نهاد. او نظم جهانی را مجموعهای از مفاهیم مورد پذیرش برای یک منطقه درباره چیستی مناسبات عادلانه و توزیع قدرتی که گمان میکنند باید بر همهی جهان اعمال گردد، تعریف میکند. بحران اوکراین، با گسترش غرب به سمت روسیه پس از جنگ سرد، نظم جهانی موجود را به چالش کشیده است. فاصله گرفتن اوکراین از یک مشی متعادل میان شرق و غرب، این بحران را به حد منازعه کشانده است و مهمترین اثر این منازعه بر نظم جهانی، تغییر ادراک جغرافیایی روسیه از جایگاه خود است. اثرات این بحران به رانده شدن روسیه از جغرافیای اروپایی محدود نخواهد و اثرات خود را بر مجموعهسازیهای امنیتی در جهان نشان خواهد داد. عمیقترین جنبهی این تأثیر، قوت گرفتن انگارهی شرق با پیوستن روسیه به جغرافیای شرقی است.