تبیین کنش های ناسازگارانه مردان در خانواده های ایران
نویسندگان
1 دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشگاه فردوسی مشهد
3 دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22067/jss.v14i2.18644چکیده
نهاد خانواده یکی از قدیمیترین نهادهای جوامع بشری است. اعضای جدید جامعه در خانواده به دنیا میآیند و اجتماعی میشوند. خانواده بهعنوان یک نظام اجتماعی، انجام کارکردها و تعادل خود را متأثر از عناصر سازندة خود به دست میآورد. یکی از نشانههای عدم تعادل و عدم موفقیت خانواده وقوع طلاق؛ یعنی فروپاشی آن است. در جامعة ایران چون قیود فرهنگی هنوز به راحتی طلاق را نمیپذیرد، برای بررسی عدم تعادل در خانواده به بررسی کنشهای ناسازگارانة مردان پرداختهایم. برای تبیین ناسازگاریها عواملی مانند عدم تحقق آرزوهای اعضای خانواده دربارة دیگر اعضا، عدم توافق ارزشی اعضای خانواده، ابهام نقش اعضای خانواده، احساس ناهماهنگی نقش و پایگاه و تفسیر ناسازگار نقش بررسی شدهاند. این عوامل همه معطوف به ویژگیهای خانواده بهعنوان یک کلیت هستند. دادههای این پژوهش حاصل مصاحبه با پدر، مادر، فرزند پسر و فرزند دختر در 944 خانواده در هشت شهر بزرگ ایران است. تحلیل ساختاری مشکلات مؤثبر رفتار ناسازگارانة مرد (دارندة نقشهای پدری و شوهری) نشان داد که بیشترین اثر بر ناسازگاری از آن متغیر عدم توافق ارزشی است که تأثیرات خود را از طریق متغیر تفسیر ناسازگار نقش اعمال میکند.