امتناع سیاست در پروژه فکری هانری کربن
نویسندگان
1 استادیار علوم سیاسی دانشگاه تبریز
doi
10.29252/piaj.2022.222229.1079چکیده
هانری کربن در تداوم پروژه فکری خود که از جمله با الهام از مارتین هایدگر آغاز کرده بود، به حکمت و فلسفه اسلام مخصوصاً تشیع در ایران توجه نموده و در این مسیر افزون بر پیگیری دغدغههای هستیشناسانه خویش، در احیاء و شناساندن منابع مربوطه و تفسیر و تأویل آنها همت بسیاری به خرج داد. تمرکز کربن بر وجوه رمزگونه و تأویل باطنی معارف اشراقی، سبب برجستگی وجوه معنوی خاصی از جمله عالم مثال و فراتاریخیت در اندیشه وی گردید. در عین حال کربن با ردّ هرگونه وابستگی آموزههای حکمی و عرفانی با امور اجتماعی و سیاسی، عملاً موضعی سلبی و حتی انکاری درباره سیاست اتخاذ میکند. اهتمام وی نه تنها بر وجوه غیر سیاسی است، بلکه در موارد متعددی به نادیده گرفتن همبستگیهای سیاسی ناگزیر در این سنت فکری که در تاریخ نمودار گردیده، میپردازد و لذا سیاست در منظومه وی موقعیتی تبعی، فرعی و حاشیهای مییابد به گونهای که ضرورت و تطابقی بین موفقیت سیاسی و شکوفایی مضامین و مفاهیم معنوی قائل نیست. در کل کربن بهرغم توجه به رویکرد پدیدارشناسی، در عمل از به رسمیت شناختن بخشی از آموزههای ایرانی و شیعی آن گونه که در امور اجتماعی و سیاسی پدیدار گردیده است، اجتناب میورزد.