نقش پژوهش‌های کیفی در تحلیل هنرهای تجسمی با تأکید بر آثار نقاشان جهان اسلام (نمونه‌های موردی: حبیب‌الله صادقی، خالد تهمازی، آمینه احمد، عادل رستمف)

نویسندگان

1 دکترای تخصصی پژوهش هنر، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان، استادیار گروه آموزشی آموزش هنر. تهران. ایران

2 دکترای تخصصی تاریخ تحلیلی-تطبیقی از دانشگاه شاهد. عضو هیئت علمی دانشگاه مازندران، استادیار گروه پژوهش هنر و صنایع دستی. تهران. ایران

doi
10.22059/jsal.2021.84240
چکیده

پژوهش کیفی نوعی پژوهش بینا رشته‌ای و ترا رشته‌ای به‌شمار می‌رود که می‌توان آن را در مطالعات و تحقیقات حوزة هنر به کار برد. این فرآیند از طریق برخی از الگوها و دیدگاه‌های معرفت‌شناختی قوام پیدا می‌کند و هدف آن بیشتر درک و فهم پدیده‌هاست تا پیش‌بینی وضعیت‌ها. پژوهش کیفی، ساحتی متأثر از مؤلفه‌ها و پارادایم‌های پسامدرن، هرمنوتیک، مطالعات فرهنگی، نشانه‌شناسی و تحلیل‌های انتقادی گفتمان است، لذا از این منظر گاهی مواقع واجد نوعی رویکرد انتقادی و تحلیلی است. این مقاله که با استفاده از روش تحقیق کیفی (نشانه ـ معناشناسی) نوشته شده، به بررسی و معرفی پژوهش کیفی و کاربرد آن در مطالعات هنری، با مطالعة موردی نقاشی معاصر جهان اسلام پرداخته ‌است. اطلاعات و داده‌های مورد نظر بر اساس مطالعات نظری و روش کتابخانه‌ای گردآوری شده‌اند. نتایج حاصل از تحلیل یافته‌ها نشان می‌دهد که: 1ـ نقاشی معاصر جهان اسلام، به دلیل دارا بودن ابعاد زیبایی‌شناختی، زبان و بیان معاصر خویش؛ و در عین حال به‌عنوان یک نظام نشانه‌ای، می‌تواند توسط پژوهش‌های کیفی از چارچوب‌ها و دیدگاه‌های کلی و بعضاً توصیفی خارج شده و در حوزه‌های تحلیل متن مورد بررسی قرار گیرد. 2ـ تحقیقات کیفی به دلیل خاصیت چند‌بعدی و منعطف خود، مناسب‌ترین روش و رویکرد علمی در مطالعات هنرهای دیداری و به‌ویژه نقاشی به‌شمار می‌رود که اغلب هم نتایج علمی و متفاوتی از تفسیر و تحلیل متون هنری به دست می‌دهد.