مبانی انسانشناختی «حق تعیین سرنوشت» با تکیه بر انسانشناسی امامیه
نویسندگان
1 مربی و عضو هیئت علمی گروه معارف، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرمان
2 دانشیار گروه مذاهب کلامی؛ دانشگاه ادیان و مذاهب.
doi
چکیده
حق تعیین سرنوشت یکی از حقوق شهروندی است که برخی گمان میکنند این حق را کنوانسیونهای حقوق بشر برای انسان به ارمغان آوردهاند. با توجه به اینکه حقوق مبتنی بر آموزههای اسلامی بدون شناخت انسان بر پایه همان آموزهها قابلدرک و تحلیل نیست، میتوان ادعا کرد که مکتب امامیه با توجه به ویژگیهایی که برای انسان برمیشمرد، حق تعیین سرنوشت را به رسمیت میشناسد و یکی از حقوق مسلّم انسانها میداند. تحقیق حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی، آیات و روایات انسانشناسی امامیه را بررسی و تحلیل کرده و به این نتیجه رسیده است که مبانی انسانشناختی امامیه، شامل مبانی ارزشی و نگرشی، لزوم حق تعیین سرنوشت را برای انسانها اثبات میکند. انتخابگری انسان، چنانکه امامیه طرح میکند، مبنای نگرشی انسانشناسیِ حق تعیین سرنوشت است. انسانها سرنوشت خود را انتخاب میکنند و در قبال این انتخاب مسئولیت دارند. کرامت ذاتی انسان، که مبنای ارزشی انسانشناسی است، نیز حق تعیین سرنوشت را برای تکتک شهروندان، از حیث انسان بودن و فارغ از مشخصههای ظاهری و باطنی، ثابت میکند. جایگاه خلیفه اللهی انسان نیز دیگر مبنای ارزشی ثابتکننده حق تعیین سرنوشت است.