مسئولیت حمایت و استیلای طالبان بر افغانستان درپرتو دیالکتیک هنجارهای بشری
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری حقوق بین الملل دانشگاه قم
2 استادیار گروه حقوق دانشگاه پیام نور تهران ، ایران
3 استادیار گروه حقوق، دانشکده علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهراء ، تهران ، ایران
4 گروه حقوق، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرج، کرج ، ایران
doi
10.22034/fr.2023.311850.1138چکیده
وضعیت افغانستان دارای جایگاه ژئو سیاسی است و وقایع آن توجه قدرتهای بزرگ دنیا را جلب میکند. یورشهای نظامی، بازداشتهای خودسرانه، کوچ اجباری، رعب و وحشت، ناامنی، عملیات تروریستی مکرر و سلب حقوق زنان و کودکان و مردان افغانی از جمله اقداماتی بوده که با تسلط افغانستان توسط طالبان در اوت 2021 رخ داد. این درحالی است که حاکمیت یک دولت باید در بردارنده تعهد حمایت از افراد تحت صلاحیتی آن باشد زمانی که دولتی به این تعهد عمل نمیکند باید انتظار واکنش جامعه بینالمللی را داشت. این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی در صدد است با در نظر داشتن وضعیت اخیر افغانستان و تسلط طالبان ، با تاکید بر لزوم رعایت تعهدات حقوق بشری نسبت به ملت افغانستان از طرف طالبان، امکان اعمال دکترین مسئولیت حمایت را به عنوان راهکاری برای خاتمه به وضعیت نابسمان افغانها مطرح نماید تا در نهایت مشخص شود که مسئولیت حمایت مستلزم تعهد ایجابی در ذات مفهوم سنتی حاکمیت دولتها است. حاکمیت نه تنها حق بلکه مسئولیتی است که به موجب آن یک دولت به مراقبت و رعایت حقوق افراد تحت صلاحیت خود متعهد میباشد به این ترتیب در رابطه دیالکتیکی میان حاکمیت از یک طرف و ارزشهای بشری از طرف دیگر آنتی تز مسئولیت حمایت قابل ارائه است