شش مغالطه‌ی روش‌شناختی در مطالعه‌ی تاریخ اندیشه‌ی سیاسی

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

doi
10.29252/piaj.2021.223326.1121
چکیده

این مقاله متکفلِ معرفی و نقادیِ شش خطای رایج روش‌شناختی در مقامِ فهمِ تاریخِ اندیشه‌ی سیاسی و مطالعه‌ی تاریخیِ آن‌ها است. از این مجموعه، دو اسطوره‌ی «تقلیلِ پدیده‌های فکری‌ـ‌سیاسی به بازنمودها و ساختارهای زبانی» و «تحلیل پدیده‌های فکری‌ـ‌سیاسی بر اساسِ شباهت خانوادگی و بازی‌های زبانی» به ترتیب، حاصلِ کاربستِ ناروشمندِ آرای متقدم و متأخر ویتگنشتاین اند، کاربستی نسنجیده بر اساسِ تعمیم ناروای آرای متقدم و متأخر او از حوزه‌ی مباحث ناظر بر مسائل متافیزیکی به حوزه‌ی مباحثِ تجربی و نظری ‌مربوط به علوم انسانی و اجتماعی. چهار اسطوره‌ی دیگر، در واقع، حالاتی گوناگون از «اسطوره‌ی دکترین‌اندیشی» اند که اسکینر آن را در آثار خود معرفی و نقد کرده است. این چهار اسطوره به ترتیب در ذیل این عناوین بررسی و سنجیده خواهند شد: «اسطوره‌ی زمان‌پریشی،» «اسطوره‌ی شیء‌انگاری،» «اسطوره‌ی سازگاری درونی،» و «اسطوره‌ی فراپیش‌افکنی.» این مقاله علاوه بر سنجش و بررسی این شش اسطوره‌ی مغالَطی، شامل یک پیش‌گفتار و یک پی‌گفتار است. در پیش‌گفتار، پاره‌ای مقدماتِ نظری و روش‌شناختی تمهید می‌شوند. دو بخشِ نخستِ مقاله دربرگیرنده‌ی صورت‌بندیِ منطقیِ دو اسطوره‌ی پیش‌گفته‌ی ویتگنشتاینی است. بر اساسِ خوانشی هم‌دلانه از رویکرد تاریخ‌شناختیِ اسکینر، بخش سوم مقاله به معرفی کلان‌اسطوره‌ی دکترین‌اندیشی و چهار اسطوره‌ای که از آن مشتق و متشعّب می‌شوند، اختصاص دارد. هریک از این چهار اسطوره در یکی از فصل‌های چهارگانه‌ی بخش سوم مقاله معرفی و نقد می‌شود. در پی‌گفتاری که در «ارزیابی و افق‌گشایی» پایانی، چگونگی نسبت آرای اسکینر با دو اسطوره‌ی ویتگنشتاینی بررسی خواهد شد و مسیر پی‌گیری و تکمیل مطالعه‌ی حاضر نشان داده می‌شود.