برّرسی تطبیقی دو نظریۀ ولایت فقیه و دموکراسی متعهّد در شکلگیری گفتمان انقلاب اسلامی
نویسندگان
1 دانشگاه مازندران
2 دانشگاه مازندران
doi
10.22067/jss.v13i2.47360چکیده
انقلاب اسلامی ایران، نقطۀ آغازینی در تحوّلات سالهای پایانی قرن بیستم به شمار میآید. انقلابی که مکاتب مختلف سیاسی از جمله لیبرالیسم، سوسیالیسم، ناسیونالیسم و غیره را به چالش کشیده است. پرداختن به اندیشهها و زیرساخت فکری انقلاب اسلامی در فضای تأثیر عوامل مؤثّر بر انقلابها (اندیشۀ سیاسی، رهبری و مردم) امری ضروری به نظر میرسد. انقلاب اسلامی تجربهای است که نخبگان آن از مجموعههای دینی و روشنفکری برخاسته و هر کدام در راستای رسیدن جامعه به وضعیت مطلوب و اندیشۀ جایگزین، تلاشهای فراوانی کرده اند. امام خمینی به عنوان بنیانگذار انقلاب اسلامی و شخصیتهای دیگری همچون علی شریعتی در مجموعههای روشنفکری نقش مهمّی را ایفا کردهاند. آنچه در این پژوهش به آن پرداخته میشود، این است که دو نظریۀ ولایت فقیه و دموکراسی متعهّد به چه میزانی در انقلاب اسلامی نقش ایفا کردهاند و چهگونه در پیشبرد این هدف همافزایی داشتهاند؟ بر همین اساس، تأثیر هر یک از دو نظریه بر عناصر اصلی شکلگیری انقلاب (اعتقادات، رهبری، مردم) برّرسی شده و نقاط مشترک و افتراق بیان شده است. به باور نگارندگان، امام خمینی در یک گسترۀ عمومی و علی شریعتی در یک مجموعۀ خاص نخبگی توانستند از اسلام انقلابی و تشیّع راستین علوی در ترسیم وضعیت مطلوب جهت جایگزینی با وضع موجود بهره گیرند.