مقایسۀ روشهای عددی طبقهبندی پوششگیاهی در بررسی بومشناختی مراتع شمال شرق سمنان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشکده مرتع و آبخیزداری دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
2 استاد دانشکده منابع طبیعی دانشگاه تهران
doi
10.22092/wmej.2014.106251چکیده
جزیه کمّی روابط پوششگیاهی و عوامل محیطی ابزاری ضروری در زمینه تحقیقات مدرن بومشناسی پوششگیاهی است. هدف از این پژوهش تفکیک قطعات نمونه برای تشکیل واحدهای جامعهشناسی گیاهی در تعیین گروههای بومشناختی مراتع شرق سمنان با استفاده از روشهای عددی و مقایسۀ این روشهاست. نمونهبرداری از پوششگیاهی به روش تصادفی- سیستماتیک در 6 تیپ گیاهی و مجموع 270 پلات انجام شد. برای جمعآوری اطلاعات پوششگیاهی در هر واحد، نمونهبرداری در طول 3 ترانسکت 750 متری صورت گرفت. در طول هر ترانسکت، 15 پلات با ابعادی که به روش حداقل سطح تعیین گردید، به فاصلة 50 متر قرار داده شد. در هر پلات نوع گونههای موجود، تراکم و درصد تاج پوشش آنها تعیین شد. در این پژوهش طبقهبندی پوشش گیاهی با روشهای تجزیة دوطرفه گونههای شاخص (TWINSPAN)، تجزیة خوشهای و تجزیه و تحلیل گونههای معرف انجام شد. با توجه به نظریۀ پیوستگی جوامع گیاهی، تجزیة تطابق کانونیک (CCA) و تجزیه تطبیقی قوسدار (DCA) برای تفکیک قطعات نمونه استفاده شد. در این تحقیق برای تعیین بهینه خوشهها، روش تجزیه و تحلیل گونههای معرف به همراه آزمون مونتکارلو بهکار گرفته شد. نتایج نشان داد در صورتیکه در طبقهبندی پوششگیاهی منطقه مورد مطالعه حاصل از تجزیه و تحلیل خوشهای و TWINSPAN، شش خوشه یا گروه انتخاب شود، تعداد گونههای معرفی که دارای ارزش معنیداری باشند، حداکثر خواهد بود. بنابراین شش گروه بهعنوان تعداد بهینة گروههای بومشناختی مراتع شرق سمنان تعیین شد. روش تجزیة دوطرفۀ گونههای شاخص با توجه به همبستگی بالا، مقادیر ویژۀ بالا در گروهها (65/0 تا 85/0) و تفکیک قطعات نمونه از دقت بالاتری برخوردار است و کاربرد آن نسبت به سایر روشها بهدلیل دقت بالاتر و تأیید روش بوسیله آنالیز گرادیان بهتر است. همچنین نتایج نشان داد که روش DCA با مقادیر ویژه بالای محورهای اول و دوم (63/0 و 193/0) نتایج طبقهبندی را با تفکیک بیشتری نسبت به روش CCA تأیید میکند.