نقش الگوهای ارتباطی خانواده و سبکهای فرزندپروری در پیشبینی خودکشی با میانجیگری افسردگی در زنان قربانی خشونت خانگی
نویسندگان
1 گروه روانشناسی بالینی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 کارشناسی ارشد، گروه روانشناسی بالینی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
3 گروه روانشناسی بالینی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.22034/jmpr.2024.61106.6155چکیده
خانواده یک کانون فرهنگی- اجتماعی مهم به شمار میآید و نقش مهمی در پیشگیری از مسائل آسیبزای افراد در آینده دارد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل رابطه ساختاری گرایش به خودکشی، الگوهای ارتباطی خانواده و سبکهای فرزندپروری با میانجیگری افسردگی در زنان قربانی خشونت خانگی انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی- همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل ۲۳۷ نفر از زنان قربانی خشونت خانگی که به ۳ مرکز بهزیستی، اورژانس اجتماعی و اورژانس اجتماعی صدرا در استان فارس مراجعه کرده بودند که به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و به پرسشنامه سبکهای فرزندپروری (PSI)، الگویهای ارتباطی خانواده تجدید نظر شده (RFCP)، افکار خودکشی بک (BSSI) و افسردگی بک ـ نسخه دوم (BDI-II) پاسخ دادند. دادهها با ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SPSS-22 و AMOS-22 مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. طبق نتایج الگوی ارتباطی همنوایی، سبکهای فرزندپروری مستبدانه و سهلگیرانه از طریق افزایش افسردگی منجر به افزایش گرایش به خودکشی، و الگوی ارتباطی گفتوشنود، سبک فرزندپروری مقتدرانه از طریق کاهش افسردگی منجر به کاهش گرایش به خودکشی میشود. به نظر میرسد تعامل و روشهای تربیت ناسازگاری که والدین برای فرزندانشان در نظر میگیرند اثرات مخربی را بر رفتار، انتظارات و افزایش ریسک گرایش به خودکشی در آینده میگذارد.