ارزیابی راهبرد دریایی ایالات متحده آمریکا در برابر چین؛ مزیتها و چالشها
نویسندگان
1 استادیار روابط بینالملل دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی، تهران، ایران
doi
10.22034/fr.2022.165686چکیده
امروزه دو قدرت اصلی دریایی جهان، ایالات متحده آمریکا و جمهوری خلق چین هستند که به پشتوانه راهبردها و تجهیزات نظامی خود وارد فرایند بیشینهسازی قدرت و موازنهسازی متقابل شدهاند. مقامات آمریکا بر مبنای مفروضات رئالیسم تهاجمی بر این باورند که چین به پشتوانه قدرت اقتصادی خود درصدد ارتقای قدرت نظامی خود بهویژه در حوزه دریا (انتقال از ثروت به قدرت) است. در این راستا، سؤال اصلی مقاله این است که الزامات دریایی آمریکا و چین در عرصه قدرتافکنی جهانی چیست و از چه مختصات تئوریکی و عملیاتی برخوردارند؟ مقاله حاضر با استناد به نظریه رئالیسم تهاجمی و بهرهگیری از ادبیات علوم استراتژیک/نظامی، این فرضیه را مورد آزمون قرار میدهد که الزامات دریایی آمریکا برای قدرتافکنی دریایی علیه چین دربرگیرندهی ایدههای راهبردیِ «قابلیت رزم مشترک» و «تفکر شاخهای نظامی» است که از یک شبکه واحد فرماندهی و کنترل در آرایش نیروهای نظامی هوایی، دریایی، زمینی و بکارگیری تجهیزات عملیاتی متناسب در مقابل چین برخوردار است. در مقابل، الزامات دریایی چین مبتنی بر راهبرد «ضد دسترسی و ممانعت منطقهای» با این ایده مرکزی است که برای غلبه بر آمریکا بهعنوان یک دشمن دور، بایستی با استفاده از تجهیزات مناسب ترکیبی، از دسترسی و استقرار نیروهای آن به صحنه درگیری در منطقه خودی یا مناطق پیرامونی ممانعت بهعمل آورد.