بررسی مناسبات بازار سنتی و ساخت سیاسی در دوره هاشمی رفسنجانی (1376-1368)

نویسندگان

1 دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.29252/piaj.2021.101838
چکیده

دولت و بازار به­ عنوان دو نهاد سیاسی و اقتصادی در ایران معاصر و به ­ویژه در دوره جمهوری ­اسلامی روابط متغیری را تجربه کرده­ اند. در دهه نخست دولت در چارچوب نظام اقتصاد متمرکز تلاش کرد از میزان نفوذ و قدرت بازار سنتی در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی بکاهد. اما با ورود به دهه دوم  و آغاز دوران ریاست­ جمهوری هاشمی ­رفسنجانی این مناسبات تا حد زیادی متحول گردید. این تغییر بیش از هر چیز متأثر از اتخاذ سیاست­ تعدیل اقتصادی در دولت نخست وی بود که زمینه­ های قدرت ­یابی و استیلای جناح راست سنتی و بازار در عمده­ ترین نهادها و مراجع قدرت و اقتدار کشور را فراهم نمود. اما به ­تدریج و به ­ویژه از سال 1372 زمینه ­های اختلاف میان دولت وی و جناح بازار فراهم و به تقابل آن­ها انجامید. سوال اصلی این مقاله چگونگی تاثیر سیاست­ های اقتصادی بر تعامل دولت و بازار در دولت اول و دوم هاشمی­ رفسنجانی است. فرضیه نویسندگان این است که اگرچه در دولت اول هاشمی با اجرایی شدن سیاست­ های لیبرالی، سرمایه­ داری تجاری و سنتی در پیوند با دولت توانستند منافع خویش را تأمین نمایند، اما سیاست­ های جدید اقتصادی دولت دوم، شکل­گیری طبقه سرمایه­ دار صنعتی، ورود سرمایه­ گذاری خارجی به کشور، تورم،  تغییر در نظام توزیع و ایجاد فروشگاه ­های زنجیره­ای موجب دگرگونی آشکاری در روابط میان دولت و بازار شد.