مقایسه گرایش به طلاق، رضایت جنسی، سرخوردگی زناشویی و تمایز خود در زوجین متقاضی طلاق بر اساس ویژگیهای جمعیتشناختی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای روانشناسی بالینی، دانشکدۀ علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
2 استاد تمام روانشناسی بالینی، دانشکدۀ علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.48308/apsy.2026.241158.1886چکیده
هدف: این پژوهش بررسی و تبیین تفاوتهای گرایش به طلاق، دلزدگی زناشویی، تمایزیافتگی خود و رضایت جنسی بر اساس ویژگیهای جمعیتشناختی (مدتزمان ازدواج، وضعیت اقتصادی، سطح تحصیلات و جنسیت) در میان زوجهای متقاضی طلاق بود. روش: پژوهش علی مقایسهای با نمونهگیری هدفمند انجام شد. دادهها در سالهای ۱۴۰۰ و ۱۴۰۱ از ۴۲۶ نفر (۲۱۳ زوج) مراجع دفتر کاهش طلاق شهر شیراز گردآوری شد. پرسشنامههای استاندارد شامل مقیاس گرایش به طلاق، مقیاس رضایت جنسی، مقیاس تمایزیافتگی خود و مقیاس سرخوردگی زناشویی استفاده شدند. دادهها با نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ و آزمونهای تحلیل واریانس یکطرفه و t مستقل تحلیل شدند. یافتهها: گرایش به طلاق (013/0P=) و سرخوردگی زناشویی (007/0P=) در زوجهای با مدت ازدواج بیشتر بالاتر بود. رضایت جنسی در اوایل ازدواج بیشتر بود (002/0P=). تمایزیافتگی تفاوت معناداری نداشت (05/0P>). افراد با وضعیت اقتصادی بهتر رضایت جنسی بالاتری داشتند (01/0P<). تحصیلات بالاتر با رضایت جنسی (001/0P<) و تمایزیافتگی (003/0P=) همراه بود. مردان در تمایزیافتگی (01/0P=) و رضایت جنسی (02/0P=) نمرات بالاتری داشتند و زنان سرخوردگی بیشتری گزارش کردند (005/0P=). تفاوت معناداری در گرایش به طلاق بین دو جنس نبود (09/0P=). نتیجهگیری: عوامل جمعیتشناختی در کیفیت روابط زناشویی نقش دارند و تفاوتهای جنسیتی باید در مداخلههای رواندرمانی و مشاوره موردتوجه باشند. همچنین بررسی متغیرهای پنهان فرهنگی و روانی در پژوهشهای آینده ضروری است.