شناسایی مؤلفه‌های مشورت روان‌شناختی نوجوانان با هوش مصنوعی: مطالعه‌ای داده‌بنیاد

نویسندگان

1 استادیار، گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.

2 کارشناسی مشاوره و راهنمایی، گروه مشاوره، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.

doi
10.48308/apsy.2026.242622.1942
چکیده

هدف: با توجه به گسترش روزافزون تعامل نوجوانان با فناوری‌های هوش مصنوعی و فقدان چارچوب نظری منسجمی که تبیین‌کننده چگونگی و پیامدهای مشورت‌جویی روان‌شناختی آنان از این ابزارها باشد، پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه‌های این پدیده و ارائه مدلی مفهومی مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد انجام شد. روش: پژوهش با روش نظریه داده‌بنیاد نظام‌مند اشتراوس و کوربین انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل ۲۱ نوجوان ۱۵ تا ۱۹ ساله از شهرهای مختلف ایران در سال ۱۴۰۴ بودند که  هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. یافته‌ها: تحلیل داده‌ها به تدوین یک الگوی پارادایمی انجامید که پدیده محوری آن مشورت‌جویی روان‌شناختی نوجوانان با هوش مصنوعی است. شرایط علّی این پدیده، نیاز به پناهگاه روانی–کارکردی است. عامل زمینه‌ای  آسیب‌پذیری روانی–هیجانی و عوامل مداخله‌گر ساختار توانمندساز فناورانه–اجتماعی نیز شناسایی شدند. نوجوانان در مواجهه با این شرایط، راهبرد عاملیت دیجیتالی‌شده خود را به کار می‌گیرند. پیامدهای این فرایند ماهیتی دوگانه دارد؛ از یک سو به تجربه آرامش زودگذر و کارکرد سطحی می‌انجامد و از سوی دیگر، می‌تواند با دگردیسی آسیب‌زا در رابطه انسان–فناوری و فرسایش سرمایه اجتماعی و ارتباطی همراه شود. نتیجه‌گیری: یافته‌ها بیانگر ضرورت طراحی چارچوب‌های نظارتی برای بهره‌برداری متعادل از هوش مصنوعی است تا از تضعیف تاب‌آوری بلندمدت به‌خاطر تسکین کوتاه‌مدت جلوگیری شود.