پیوند «تاریخ» با «ادبیّات» در متون تاریخی زبان و ادبیات فارسی

نویسندگان

1 دانشجو

doi
10.48308/hlit.2018.98888
چکیده

متون ادبی زبان فارسی از همان آغاز، رابطه‌ای تنگاتنگ با تاریخ و مطالعات تاریخی داشته است. در شیوه­های سنّتی و مدرن، پیوسته توجه به این رابطه مطرح بوده است. امّا از آنجا که بحث پیرامون ادبیّات و تاریخ، برای اوّلین بار در آرای غربیان و بر اساس اطلاعات فعلی ما از یونان باستان، نشأت گرفته است. یکی از قدیمی­ترین نوشته­ها که در آن به رابطۀ ادبیات با تاریخ پرداخته شده، کتاب فنّ شعر ارسطو است. با توجه به آراء او که قرن­ها بر اندیشه و تفکر غربی حاکمیّت داشته است، از منظری محتواگرایانه، همواره تاریخ و ادبیات دو امر متفاوت تلّقی می­شدند و بین آنها دوگانگی برقرار بوده است. در مقالۀ حاضر، با بررسی آرای ارسطو، به اصلی­ترین دلیلش، مبتنی بر تفکیک این دو مقوله پرداختیم. در این بررسی عیان می­شود که چگونه رویکرد سنتی، تاریخ و ادبیّات را به مثابۀ دو بخش مستقل مطرح کرده­است. سپس اندیشه‌های متفکرین معاصرِ نقد ادبی را در ردّ تمایز تاریخ با ادبیّات، تبیین کرده­ایم. نتایج بررسی ما نشان می­دهد، در رویکردهای مدرن، این رابطه در چارچوبی تعاملی و نظام­مند قرار دارد. با این تبیین زمینه­ای مهیا می­شود برای هدف اصلی این مقاله، که همانا تأکید بر ماهیّت بینارشته‌ای ادبیّات و تاریخ است. همچنین، در بخش پایانی این نوشتار در راستای نظریۀ پیوند ادبیات با تاریخ، حلقه­های واسط و پیوندهای آن دو در متون تاریخیِ زبان ادبیّات فارسی، احصا و تبیین شده است.