تعارضات ایدئولوژیک طبقه متوسط جدید پس از انقلاب اسلامی ایران
نویسندگان
1 دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.29252/piaj.2021.220494.1030چکیده
در میان عوامل مختلفی که در اثرگذاری طبقه متوسط جدید بر کنشهای مردم سالارنه دخیل هستند، انسجام و همسازی ایدئولوژی اقشار مختلف طبقه متوسط جدید بسیار مهم و حائز اهمیت است. اهمیت بررسی این مسئله در فضای اجتماعی-سیاسی ایران پس از انقلاب اسلامی بدین خاطر است که علیرغم رشد و توسعه بیسابقه طبقه متوسط جدید نسبت به دیگر طبقات از یکسوی، و وجود نظریات مختلفی که بر رابطه مستقیم رشد طبقه متوسط جدید و توسعه مردمسالاری تأکید میکنند از سوی دیگر، این طبقه قادر به توسعه شاخصهای مردمسالارانه نبوده است. حال سؤالی که مطرح میشود آن است که چه عاملی در عدم تحقق خواستههای مردمسالارانه طبقه متوسط جدید دخیل بوده است؟ در پاسخ، میتوان فرض کرد که از میان عوامل مختلف اثرگذار بر رابطه فوق، وجود تعارضات ایدئولوژیک در لایههای طبقه متوسط جدید، عامل مهم و اثرگذاری است که موجبات بسط شاخصهای مردمسالارانه را فراهم نیاورده است. یافتههای نوشتار حاضر که از طریق مطالعات کتابخانهای-اسنادی و روش کمی-توصیفی بدست آمده است نشان میدهد که علیرغم تصور بسیاری از محققان از وجود وحدت و یکپارچگی ایدئولوژیکِ طبقه متوسط جدید، اما این طبقه چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی تاکنون دارای گرایشهای ایدئولوژیک متعدد و بعضاً متعارض باهم بوده است؛ امری که مآلا بر عدم توفیق این طبقه در بسط شاخصهای مردمسالاری بسیار اثرگذار بوده است.