اثربخشی آموزش راهبردهای تفکر انتقادی بر توان پرسشگری، ارزشیابی امور، استدلال منطقی و حل مسأله در دانش‌آموزان متوسطه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی، دانشکده علوم انسانی، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران

2 استاد گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

3 استادیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد اردبیل، گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران

doi
10.22084/j.psychogy.2023.28035.2598
چکیده

هدف: در نظام‌های آموزشی پیشرفته توجه به روش‌های آموزشی کارآمد و بنیادی در سرلوحه اهداف پرورشی قرار دارد و ارزیابی اثربخشی این برنامه‌ها به‌طور مستمر انجام می‌گیرد. بر این اساس هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش راهبردهای تفکر انتقادی بر توان پرسشگری، ارزشیابی امور، استدلال منطقی و حل مسأله در دانش‌آموزان دوره متوسطه بود.روش: طرح این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح گروه کنترل نابرابر بود. جامعه آماری شامل دانش‌آموزان دختر پایۀ یازدهم شهر تبریز در سال تحصیلی 1400-1401 بود. از این جامعه به شیوه تصادفی خوشه‌ای چندمرحله‌ا‌ی تعداد 2 کلاس (30 نفر) انتخاب و یک کلاس به‌عنوان آزمایشی و کلاس دیگر به‌عنوان کنترل تعیین شدند. برای گروه آزمایشی طی 10 جلسه، راهبردهای تفکر انتقادی آموزش داده شد و گروه کنترل هیچ مداخله آموزشی را دریافت نکرد. در دو مرحله پیش‌آزمون و پس‌آزمون با استفاده از پرسشنامه پرسشگری چندبعدی بک و جی ساپ، پرسشنامه ارزشیابی امور کالیفرنیا، پرسشنامه تفکر منطقی کمبر و همکاران و پرسشنامه حل مسأله کسیدی و لانگ، نسبت به اندازه‌گیری متغیر‌های وابسته اقدام شد.یافته‌ها: تحلیل داده‌ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره نشان داد آموزش راهبردهای تفکر انتقادی بر افزایش توان پرسشگری، استدلال منطقی و حل مسأله در دانش‌آموزان دوره متوسطه اثربخش است (F=12.34, p>0.05). بااین‌حال این آموزش‌ها بر توان ارزشیابی امور اثربخش نیست.نتیجه‌گیری: براساس یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت که مهارت‌های شناختی به‌ویژه پرسشگری، استدلال منطقی و توانایی حل مسأله از طریق آموزش‌های نظام‌دار، قابلیت تغییر و دستکاری را داشته و در این میان، به‌کارگیری روشمند تفکر انتقادی می‌تواند حصول این نتیجه را تسهیل نماید.