پیش بینی و پهنه بندی کیفیت آب زیرزمینی با استفاده از مدل های سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و روش های یادگیری ماشین (مطالعه موردی: دشت زاهدان)
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده آب و خاک، دانشگاه زابل، سیستان و بلوچستان، ایران.
2 مربی، گروه مهندسی علوم خاک، دانشکده آب و خاک، دانشگاه زابل، سیستان و بلوچستان، ایران.
3 دانشجوی کارشناسی ارشد، گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده آب و خاک، دانشگاه زابل، سیستان و بلوچستان، ایران.
4 دکتری آبیاری و زهکشی، گروه مهندسی آب، دانشکده آب و خاک، دانشگاه زابل، سیستان و بلوچستان، ایران.
doi
10.22034/hydro.2022.48571.1250چکیده
روند صعودی جمعیت در چند دهه اخیر، محدودیت منابع آب و بهرهبرداری بیش ازحد از سفرههای زیرزمینی باعث به بارآمدن خسارات غیرقابل جبران کمی و کیفی به آبخوانهای کشور شده است. در تحقیق حاضر مدلهای سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و تکنیکهای یادگیری ماشین (ML) با استفاده از متغیرهای کیفی قابل دسترس به منظور پیشبینی و پهنهبندی شوری و SAR آب زیرزمینی و مقایسه دقت روشهای مذکور در محدودهی دشت زاهدان مورد ارزیابی قرار گرفت. دادههای ورودی بر اساس نمونهبرداریهای کیفیت آب در سال آبی 1397 از 59 حلقه چاه مشاهداتی بود. بررسی پارامترها نشان داد که در دشت زاهدان، پارامترهای EC، SAR و TDS دارای تغییرپذیری زیاد (41%CV> ) و اسیدیته دارای تغییرپذیری کم (16/4 %CV= ) میباشد. نتایج تحلیلهای زمینآماری نشان داد که برای پارامترهای TDS و EC مدل IDW با توان دو و برای پارامترهای pH و SAR روش کریجینگ معمولی با حداقل RMSE بهترین نتیجه را در مرحله آزمون ارائه داد. ارزیابی عملکرد مدلهای یادگیری ماشین نشان داد که هر سه مدل RF، ANN و SVM با کسب R2 بالای 90 درصد و مقادیر NRMSE زیر 15 درصد برای همه پارامترها (به استثنای اسیدیته) نتایج قابلقبولی از خود نشان دادند. هرچند در مرحله آموزش تخمینهای بهتری نسبت به مرحله آزمون مشاهده شد. مقایسه مدلهای مختلف GIS و یادگیری ماشین نیز حاکی از برتری قابلتوجه مدلهای یادگیری ماشین در تخمین پارامترهای مورد بررسی میباشد. درنهایت میتوان نتیجه گرفت که در شرایط نبود امکانات برای بررسی میدانی کیفیت آب زیرزمینی، روشهای دادهمحور جایگزین قابل اطمینانی برای پایش کیفی آب میباشد.