راهبرد قدرت هوشمند چین در آفریقا
نویسندگان
1 دانشیار مطالعات منطقه ای دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، تهران، ایران
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد مطالعات منطقه ای دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، تهران، ایران
doi
10.22034/fr.2022.160977چکیده
با پیچیده شدن روزافزون روابط میان کشورها و نیاز به تأثیرگذاری و نفوذ برای اجرای استراتژیهای موردنظر، قدرت سخت مانند گذشته کارآمد نیست؛ از طرفی صرف وجود قدرت نرم نیز محدودیتهایی دارد. در سالهای اخیر، با مطرح شدن نوعی از قدرت تحت عنوان «قدرت هوشمند» و با پیشتازی ایالات متحده برای بهرهگیری از آن، کشورهای دیگر نیز ضرورت به کارگیری آن را دریافتهاند. از این میان چین نیز با به کارگیری قدرت هوشمند جایگاه خود را به عنوان یکی از قدرتهای بزرگ جهان در عرصه سیاست خارجی مشخص کرده است و در نقاط مختلف جهان از این قدرت بهره میگیرد، قاره آفریقا نیز یکی از مناطق پر اهمیت برای چین در جهان است. با توجه به نقش عمده این نوع قدرت در سیاست خارجی چین در قبال آفریقا، این مقاله با تکیه بر روش پژوهش تلفیقی به دنبال پاسخ به این سوال است که چین از چه ابزارهایی برای حضور فعال در آفریقا بهره گرفته است؟ فرضیه پژوهش این است که چین با ایجاد ارتباط نزدیک و حضور در سازمانهای بینالمللی، تلاش در سطوح مختلف دیپلماسی اعم از فرهنگی، رسانهای و مبادلهای در جهت سوق فرهنگ و ارزشهای مورد نظر خود به قاره، همکاری در زمینه علمی، پژوهشی و حوزه فناوری به عنوان یکی از بخشهای حائز اهمیت در روابط دو طرف، روابط بسیار نزدیک اقتصادی به خصوص در دو حوزه تجارت و سرمایهگذاری و در آخر ایفای نقشی پررنگ در بهبود شاخصهای توسعه اعم از امنیت غذایی، زیرساختها، مراقبتهای بهداشتی، محیط زیست و...، توانسته است حضور فعالانهای داشته باشد.