موازنه سازی چارچوبی تحلیلی برای تبیین رفتار سیاست خارجی اسرائیل در برابر جمهوری اسلامی ایران در بازه زمانی 2012 تا 2022

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی گروه روابط بین الملل دانشگاه خوارزمی تهران

2 استادیار گروه علوم سیاسی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران

doi
10.22034/fr.2022.160980
چکیده

به‌دنبال لشگرکشی ایالات متحده به افغانستان در 7 اکتبر2001 و تهاجم به عراق در20مارس2003 و حذف طالبان و صدام، جمهوری اسلامی ایران با اتکا به مولفه‌هایی نظیر 1)ارتقای روزافزون توان‌مندی‌های نظامی(بالأخص در بخش موشک و پهپاد)، 2)طراحی یک برنامه منطقه‌ای جهت حمایت از متحدان(محور مقاومت) و 3)پیگیری برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای، خود را در قامت یک قدرت منطقه‌ای مطرح ساخت. هم‌زمان اسرائیل تضعیف مولفه‌های قدرت جمهوری اسلامی ایران را در دستور کار خود قرار داد. بنابراین این پژوهش در پی پاسخ به این سوال اصلی که «اسرائیل در بازه زمانی 2012 تا 2022 از موازنه-سازی در قبال جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یک رفتار سیاست خارجی چه اهدافی را دنبال نموده است؟»، این فرضیه را ارائه می‌دهد که «اسرائیل به‌واسطه موازنه‌سازی که یک استراتژی یا رفتار دولتی است، می‌کوشد در راستای: 1)افزایش توان-مندی‌های خود؛ و 2)تضعیف توان‌مندی‌های جمهوری اسلامی ایران به‌منظور الف)هم‌سطح(برابر) شدن با توان‌مندی‌های جمهوری اسلامی ایران و/یا ب)کسب طیف بهتری از نتایج گام بردارد». در این راستا هفت شیوه موازنه‌سازی اسرائیل در برابر جمهوری اسلامی ایران شامل تشکیل ائتلاف منطقه‌ای(پیمان ابراهیم)، تلاش در راستای تشکیل ائتلاف دفاع هوایی منطقه-ای، دیپلماسی درهم‌تنیده، موازنه‌سازی نیابتی، استراتژی ایجاد شکاف‌[یا گوه‌‌ای]، ممانعت سرزمینی و اقدام پنهان مورد بررسی قرار می‌گیرد. هدف این پژوهش استخراج یک الگوی منسجم به‌منظور تحلیل رفتار سیاست خارجی اسرائیل در بازه زمانی 2012 تا 2022 می‌باشد. از این‌رو، در این پژوهش مفهوم موازنه‌سازی به‌منظور تحلیل رفتار سیاست خارجی اسرائیل انتخاب گردیده است. این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی می‌باشد. دادههای مربوطه از منابع وب‌محور(اینترنتی) و کتاب-خانه‌ای استخراج و گردآوری گردیده است.