پیش‌بینی همدلی بر مبنای هوش اخلاقی و نظریه ذهن با اثر واسطه‌ای سبک‌های فرزندپروری در کودکان 3-6 سال

نویسندگان

1 دانشیار، گروه روانشناسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

2 گروه روانشناسی، دانشگده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

doi
10.48308/apsy.2026.241514.1897
چکیده

 هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه همدلی کودکان با هوش اخلاقی و نظریه ذهن، همراه با نقش واسطه‌ای سبک‌های فرزندپروری بود. روش: این مطالعه از نوع کمی و همبستگی با مدل‌سازی معادلات ساختاری بوده و جامعه آماری آن شامل کلیه کودکان ۳ تا ۶ ساله ساکن شهر قم در سال 1404 است که 307 نفر از آنان به روش تصادفی خوشه‌ای مرحله‌ای انتخاب شدند. .. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه‌های همدلی ریف و همکاران (2010)، هوش اخلاقی امینی مقدم و همکاران (1397)،  نظریه ذهن هوتچینز (2012) و سبک‌های فرزندپروری بامریند (1971) بود که توسط مادران این کودکان پاسخ داده‌شد. برای تحلیل داده‌های این پژوهش از مدل معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی و نرم‌افزار smartpls استفاده شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که هوش اخلاقی به میزان (625/0) و نظریه ذهن به میزان (60/0) رابطه مثبت و معناداری با همدلی دارند (05/0>p). همچنین سبک فرزندپروری مقتدرانه نقش واسطه‌ای مثبت و معناداری در رابطه بین همدلی و هوش اخلاقی ایفا می‌کند. از سوی دیگر سبک فرزندپروری مستبدانه به میزان (53/0-) و سهل‌گیرانه (351/0-) رابطه منفی و معنی داری با نظریه ذهن دارند (05/0>p). همچنین این دو سبک فرزندپروری نقش واسطه‌ای مثبت و معنی‌داری در رابطه بین همدلی و نظریه ذهن ایفا می‌کنند. نتیجه‌گیری: این یافته‌ها بر اهمیت پرورش مهارت‌های شناختی-اخلاقی و اتخاذ سبک‌های فرزندپروری مقتدرانه برای ارتقای همدلی کودکان تأکید دارد.