رابطه بین میزان خورند دوغاب سیمان با شاخص کیفی سنگ و تراوایی در واحدهای رادیولاریتی و آهکی ساختگاه سد رودبال داراب
نویسندگان
1 استادیار گروه هیدروژئولوژی، دانشکده زمینشناسی، پردیس علوم، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشیار گروه زمینشناسی مهندسی، دانشکده زمینشناسی، پردیس علوم، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته هیدروژئولوژی، دانشکده زمینشناسی، پردیس علوم، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 استادیار گروه هیدروژئولوژی، دانشکده زمینشناسی، پردیس علوم، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/hydro.2022.13131چکیده
بررسی رابطه بین ویژگیهای ژئومکانیکی توده سنگ و تزریقپذیری آن در برآورد هزینه ساخت پرده تزریق سدها اهمیت زیادی دارد. بهدلیل قرارگیری برخی سدها در مناطق کارستی، بیشتر روابط بهدستآمده بین این ویژگیها مربوط به سنگهای کربناته است. بنابر برخی پژوهشها، نتایج آزمایش لوژان معیار مناسبی برای تخمین مقدار سیمانخوری در سنگهای آهکی است. سد رودبال داراب با حجم مخزن 82 میلیون مترمکعب، بر روی سنگآهک سروک و واحدهای رادیولاریتی کرتاسه ساخته شده است. در این پژوهش، با تجزیهوتحلیل دادههای گمانههای اکتشافی پرده تزریق، میزان همبستگی و رابطه بین سیمانخوری با مقادیر شاخص کیفی و تراوایی سنگهای آهکی و رادیولاریتی ساختگاه سد رودبال تعیین شده است. با بررسی شاخص کیفی سنگ مشخص شد که سنگهای آهکی کیفیت بهتری نسبت به واحد رادیولاریتی دارد. نتایج آزمایش لوژان نشانگر نفوذپذیرتر بودن سنگهای آهکی نسبت به واحد رادیولاریتی بود. دادههای سیمانخوری نشان میداد که مقاطع با خورند زیاد، بیشتر در سنگهای آهکی متمرکز شده و این بخش خورند بیشتری نسبت به واحد رادیولاریتی دارد. در بین دادههای ارزیابیشده، مقدار خورند سیمان تنها با مقادیر تراوایی رابطه معناداری نشان میداد. بر اساس رابطههای ارائه شده بین میزان سیمانخوری و تراوایی، تخمین مقدار خورند در بخش آهکی (با ضریب همبستگی 87/0) از دقت بسیار بیشتری نسبت به واحدهای رادیولاریتی (با ضریب همبستگی 43/0) برخوردار بود. بر اساس نتایج این پژوهش، در ساختگاههای با سنگشناسی گوناگون، جداسازی دادههای حاصل از حفاری در واحدهای سنگی مختلف و انجام محاسبات بهصورت جداگانه را میتوان بهعنوان گامی مهم برای کاهش خطا در تخمین میزان سیمانخوری سنگها درنظر گرفت.