مقایسه اثربخشی آموزش مدیریت‌‌ خشم و آموزش فرزندپروری بر روابط والد-کودک در افراد مبتلا به اختلال سلوک

نویسندگان

1 دانشیار، گروه روانشناسی، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران.

2 استاد، گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

3 دانشجوی روانشناسی عمومی، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران.

4 استادیار گروه روانشناسی، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران

doi
10.22034/jmpr.2024.63243.6372
چکیده

پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش مدیریت­­ خشم و آموزش فرزند­پروری بر رابطه والد-فرزند در نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک انجام شد. این پژوهش به روش نیمه­ آزمایشی با طرح پیش‌­آزمون-پس‌­آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه انجام شد. جامعه آماری شامل دانش­آموزان پسر دوره اول متوسطه مبتلا به اختلال سلوک جنوب شهر تهران و مادران آن‌ها در تابستان سال 1402 بود. 45 نفر از دانش‌­آموزان پسر دوره اول متوسطه بر اساس ملاک‌­های ورود و به صورت هدفمند از سه مدرسه جنوب شهر تهران انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه (15 نفر گروه آزمایشی مدیریت خشم، 15 نفر گروه آزمایشی فرزندپروری و 15 نفر گروه گواه) جای‌دهی شدند. در گروه مدیریت خشم، دانش­‌آموزان تحت 8 جلسه 90 دقیقه­‌ای گروهی آموزش مدیریت خشم مبتنی بر رویکرد شناختی رفتاری نواکا و اسپیواک قرار گرفتند. در گروه فرزندپروری مادران این دانش­‌آموزان تحت آموزش فرزندپروری انجمن روان‌پزشکی کودک و نوجوان ایران در 8 جلسه 90 دقیقه­ای به‌صورت گروهی قرار گرفتند. ابزار جمع­آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه­‌های سیاهه رفتاری کودک و نوجوان آخنباخ و رسکورلا (1991) و رابطه والد-فرزند فاین و همکاران (1992) بود. نتایج آزمون تحلیل کواریانس تک­ متغیره نشان داد که هر دو روش بر رابطه والد-کودک در نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک اثربخش بودند. اما اثربخشی آموزش فرزندپروری بر روابط والد-کودک نسبت به آموزش مدیریت خشم بیشتر بود. بنابراین  از هر دو نوع مداخله آموزش مدیریت­­ خشم و آموزش فرزندپروری می‌توان برای بهبود روابط والد-کودک در افراد مبتلا به اختلال سلوک استفاده کرد.