نقش توجه انتخابی، انعطافپذیری شناختی و یادگیری خودراهبر در پیشبینی توازن خودهای ممکن در دانشآموزان
نویسندگان
1 استادیار، گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران.
doi
10.22034/jmpr.2024.63313.6441چکیده
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش توجه انتخابی، انعطافپذیری شناختی و یادگیری خودراهبر در پیشبینی توازن خودهای ممکن در دانشآموزان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشآموزان دختر و پسر دوره دوم متوسطه شهر تبریز در سال تحصیلی 1404-1403 بودند. حجم نمونه در این پژوهش با توجه به حجم جامعه، تعداد 234 نفر از دانشآموزان دختر و پسر (120 دختر و 114 پسر) بود که به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای خودهای ممکن (زادشیر و همکاران، 1399)، تواناییهای شناختی (نجاتی، 1392)، انعطافپذیری شناختی (دنیس و وندروال، 2010) و مقیاس آمادگی یادگیری خودراهبر فیشر و همکاران (2001) استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه به روش گام به گام استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که توجه انتخابی و ادراک کنترلپذیری و ادراک گزینههای مختلف با خودهای ممکن رابطه مثبت و معناداری دارد. از سویی بین خودمدیریتی، انگیزش و خودکنترلی یادگیری خودراهبر با خودهای ممکن نیز رابطه مثبت و معناداری وجود دارد، اما بین ادراک توجیه رفتار انعطافپذیری شناختی با خودهای ممکن رابطهای مشاهده نشد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که یادگیری خودراهبر، انعطافپذیری شناختی و توجه انتخابی قادرند تغییرات متغیر خودهای ممکن را در دانشآموزان پیشبینی کنند. با توجه به افزایش تکامل و پیچیدگی فرایندهای شناختی مغز انسان، باید مطالعات بیشتری در زمینه فرایندهای شناختی توجه انتخابی و انعطافپذیری شناختی با توازن خودها در دانشآموزان صورت پذیرد. لذا طرحریزی برنامههای مؤثر جهت ارتقا شناختی دانشآموزان برای بهبود خودهای آنها پیشنهاد میشود.