مقایسه اثربخشی آموزش خودشفابخشی و آموزش مبتنی بر رویکرد هیجانمدار بر خودسرزنشگری و ضربه شکست عاطفی در زنان و مردان با تجربه خیانت همسر
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مشاوره، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن. ایران.
2 دانشیار، گروه روانشناسی، واحد تنکابن، دانشگاه ازاد اسلامی، تنکابن، ایران.
3 دانشیار گروه مشاوره، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، رودهن، ایران.
doi
10.22034/jmpr.2024.63651.6430چکیده
هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی آموزش خودشفابخشی و آموزش مبتنی بر رویکرد هیجان مدار بر خودسرزنشگری و ضربه شکست عاطفی در زنان و مردان با تجربه خیانت همسر بود. پژوهش حاضر کاربردی از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون به همراه گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان و مردان با تجربه خیانت همسر مراجعهکننده به مراکز مشاوره منطقه 1 شهر تهران در سال 1402-1403 بودند که با توجه به هدف پژوهش از بین آنها 45 نفر یعنی 15 نفر برای هرگروه(درمان هیجانمدار، درمان خودشفابخشی و گروه گواه) به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه گمارده شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامههای خود سرزنشگری گیلبرت و همکاران (2004) و ضربه عشق راس (1999) استفاده شد. دادهها بوسیله تحلیل کواریانس تک و چند متغیره و با استفاده از نسخهی 21 نرمافزار SPSS تحلیل شدند. نتایج نشان داد، هر دو درمان هیجانمدار و خودشفابخشی بر کاهش نمرات خودسرزنشگری و ضربه شکست عاطفی گروه آزمایش تأثیر معناداری داشتند (0/05>P). با این حال، بین درمان هیجانمدار و آموزش خودشفابخشی در میزان اثرگذاری بر متغیرهای خودسرزنشگری و ضربه شکست عاطفی تفاوت معناداری وجود نداشت. بر اساس میزان اثربخشی این دو درمان بر متغیرهای پژوهش میتوان نتیجه گرفت که از هر دو درمان میتوان در جهت اثرگذاری بر تعدیل خودسرزنشگری و ضربه شکست عاطفی در افراد با تجربه خیانت همسر استفاده کرد.