مقایسه اثربخشی خانواده درمانی ساختاری و درمان تحلیل رفتار متقابل بر بی‌رمقی زناشویی در زوجین دارای نارضایتی زناشویی

نویسندگان

1 استادیار، گروه روانشناسی و علوم تربیتی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران.

2 دانشجوی دکتری، گروه روانشناسی و علوم تربیتی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران.

3 استادیار، گروه روانشناسی و علوم تربیتی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران.

doi
10.22034/jmpr.2024.63631.6427
چکیده

هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی خانواده‌‏درمانی ساختاری و درمان تحلیل رفتار متقابل بر بی‌­رمقی زناشویی در زوجین دارای نارضایتی زنا‌شویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش­‌آزمون و پس‌­آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی زوجین دارای نارضایتی زناشویی شهرستان شیراز در تابستان و پاییز سال 1402 بودند. سپس تعداد 150 زوج دارای نارضایتی زناشویی (بر اساس نقطه برش 104 و کمتر در پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ) به روش نمونه­گیری هدفمند انتخاب شدند که از بین 150 زوج مورد بررسی تعداد 60 زوج واجد شرایط به صورت تصادفی ساده در سه گروه شامل گروه آزمایشی خانواده‏‌درمانی ساختاری (20 زوج)، درمان تحلیل رفتار متقابل (20 زوج) و گروه کنترل (20 زوج) قرار گرفتند. سپس گروه‌­ آزمایش اول تحت 10 جلسه 90 دقیقه­‌ای خانواده‏درمانی ساختاری و گروه آزمایش دوم تحت 10 جلسه 90 دقیقه­‌ای درمان تحلیل رفتار متقابل قرار گرفتند. پس از اتمام جلسات درمانی، مرحله پس‌­آزمون و 2 ماه بعد از اتمام جلسات درمانی، مرحله پیگیری بر روی هر سه گروه اجرا شد. از پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ فاورز و السون (1989) و پرسشنامه بی‌‏رمقی زناشویی پاینز (2003) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. پس از اتمام جلسات درمانی، مرحله پس‌آزمون و 2 ماه بعد از اتمام جلسات درمانی، مرحله پیگیری بر روی هر سه گروه اجرا شد. از پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ فاورز و السون (1989) و پرسشنامه بی‌‏رمقی زناشویی پاینز (2003) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. ‌برای تحلیل داده­‌های به‌ دست‌آمده از تحلیل واریانس با اندازه‌­گیری مکرر با نرم افزار SPSS نسخه 28 استفاده شد. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پس‌آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر بی­‌رمقی جسمی (F=22/410 ،sig=0/001)، بی­‌رمقی عاطفی (F=4/736 ،sig=0/001)، بی‌­رمقی روانشناختی (F=6/508 ،sig=0/001) و نمره کل بی‌­رمقی زناشویی (F=18/636 ،sig=0/001) داشته است (0/05>P). نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که خانواده‌‏درمانی ساختاری اثربخشی بیشتری نسبت به درمان تحلیل رفتار متقابل بر کاهش بی‏‌رمقی زناشویی دارد (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می‏‌توان گفت که خانواده‏درمانی ساختاری و درمان تحلیل رفتار متقابل می‌‏توانند به عنوان شیوه‌­های درمانی مناسب برای کاهش بی‌‏رمقی زناشویی در زوجین دارای نارضایتی زناشویی در مراکز مشاوره خانواده به کار برده شوند و تقدم استفاده در کاهش بی­‌رمقی زناشویی زوجین اینکه نشانه مشکل زناشویی زوجین زمانی که در بافت الگوی تعاملی خانواده ارزیابی شود بهتر قابل درک است، با خانواده‏‌درمانی ساختاری است.‌