پساصهیونیسم و ناامنی هستی شناختی رژیم صهیونیستی
نویسندگان
1 دانشگاه اصفهان
2 دانشگاه اصفهان
doi
10.29252/piaj.2020.99934چکیده
اسرائیل که به جهت تصنعی بودنش در منطقه خاورمیانه، از بدو تأسیس گرفتار دغدغه بقا بود، پس از گذران چهار جنگ بزرگ پیروزمند در برابر دولتهای عربی، توانست اطمینان نسبی از امنیت مرزهایش را به دست آورد. همین حس تضمین بقا، زمینهای ایجاد کرد تا اسرائیل درگیر بحثهای عمیقتری شود که اهمیت آن فراتر از امنیت فیزیکی بود. نضج گیری ناامنی هستی شناختی اسرائیل در پرتو امنیت نسبی فیزیکی، با جدال بر سر حافظة ملی و تاریخنگاری صهیونیسم آغاز گشت. بازخوانی داستانهای روایت شده صهیونیسم که دیگر تجلی یک خاطره مشترک و متداوم و غیرمنقطع تاریخی نبود، فرد یهودی را دچار فقدان احساس منسجمی نسبت به پیوستگی و ادامهدار بودن سرگذشت خویش نمود به نحوی که او اکنون، زمان را همچون رشتهای از لحظههای ناپیوسته درک میکند. در این میان آنچه بیش از همه صهیونیسم را دچار ناامنی هستیشناختی نمود، تردیدافکنی در بنیانهای دو اسطوره «سرزمین موعود» و «قوم برگزیده» بود که شیرازه هویت صهیونیسم محسوب میشود. روش انجام این پژوهش اسنادی– تحلیلی است و یافتههای این پژوهش مبین آن است که رژیم صهیونیستی در مواجهه با ناامنی هستیشناختی، به سوی سیاست «امنیتی کردن» هویت، روی آورده است.