وارونگی رابطهی نظر و عمل و پیامدهای سیاسی آن؛ با تأکید بر دیدگاه ویتگنشتاین و مایکل اُکشات
نویسندگان
1 دانشگاه شهید چمران اهواز
2 دانشگاه تهران
doi
چکیده
تاریخ اندیشهی سیاسی همواره تحت تأثیر یک دیدگاه مسلم در مورد نسبت نظریه با عمل سیاسی بوده است. بر مبنای این دیدگاه، نظر بر عمل تقدم داشته و بدینسان هر کنش سیاسی در گام نخست نیاز به متابعت از یک نظریهی سیاسی دارد. با این حال، این پیشفرض کلاسیک فلسفی از سوی فیلسوفان متأخری همچون ویتگنشتاین و اُکشات به چالش کشیده شده است. در همین راستا، این پرسش اساسی قابل طرح است که «از نظر ویتگنشتاین و اُکشات، چه رابطهای میان نظر و عمل وجود دارد و پیامدهای سیاسی آن چه میتواند باشد؟» فرضیهی پژوهش از این قرار است که «ویتگنشتاین و اُکشات برخلاف روال رایج، قائل به برتری عمل بر نظر و واژگونی دیدگاه سنتی تقدم نظر بر عمل هستند و بهتبع آن سیاست از حوزهی انتزاع محض فاصله گرفته و به زندگی روزمره وتجربهی زیستهی انسان نزدیک میشود و بدینترتیب، درک ما از نظریهی سیاسی و نسبت آن با عمل سیاسی دچار تغییرات بنیادین میشود». روش پژوهش، مقایسهای و چارچوب نظری، نظریهی انسانشناسانهی ویتگنشتاین و اُکشات، یعنی انسان بوطیقایی است.