مطالعه ظرفیت زن بودن براساس تجربه زیستة زنان ایرانی و با تأکید برابعاد اجتماعی- فرهنگی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روانشناسی.گروه روانشناسی. دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی.دانشکاه شهید بهشتی تهران

2 استادگروه روانشناسی.دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی. دانشگاه شهید بهشتی تهران

3 دانشیار گروه بهداشت خانواده. پژوهشکده خانواده. دانشگاه شهید بهشتی. تهران. ایران

4 دانشیار گروه آموزشی زبان و ادبیات انگلیسی. دانشگده ادبیات و زبان‌های خارجی. دانشگاه شهید بهشتی تهران

5 دانشیارگروه علوم تربیتی و روان شناسی .دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی دانشگاه شهید بهشتی.تهران. ایران

doi
10.48308/apsy.2022.225356.1240
چکیده

هدف: الگوهای زنانه و مردانه بر اساس هر فرهنگی و هر زمانی متغیر است. این در حالیست که بیشتر آن‌چه ما می‌دانیم مربوط به فرهنگ‌های غربی است، بنابراین نیاز است تا پیشینه‌ی پژوهش ‫بر اساس تمایزات آن‌چه زنانه و مردانه است در فرهنگ‌های مختلف غنی­‌ترگردد. از این­رو هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه­‌های زنانگی در فرهنگ ایرانی براساس تجربیات زیسته زنان ایرانی است. روش: این مطالعه به روش کیفی و با استفاده از سنت پدیدارشناسی توصیفی انجام­ گردید. زنان بین سنین 30 تا45 سال با روش نمونه­‌گیری هدفمند انتخاب شدند و مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام گرفت. همه‌ِ مصاحبه­‌ها ضبط و سپس خط­ به­ خط دست­نویس ­شد و در نهایت تحلیل و کدگذاری گردید. یافته­‌ها: 18 مصاحبه نیمه ­ساختاریافته انجام شد و از تحلیل تجارب شرکت­ کنندگان پژوهش منجر به شناسایی 146 کد باز، 14 مفهوم و 2 مقوله اصلی در زمینه تجربیات زیسته زنان با مفهوم زنانگی شد که در این مقاله مضمون اصلی  فرهنگ و تأثیرش بر ارائه مفهوم زنانگی مخصوصا در تجربه زیسته زنان ایرانی بررسی شد. نتیجه­‌گیری: درنهایت با توجه به نتایج این پژوهش می‌توان به این موضوع پرداخت که با تگاهی دوباره به جنسیت به جای نگریستن به دوتایی زن و مرد، از زنانگی و مردانگی حرف بزنیم، زنانگی و مردانگی‌ای که، هر کس به فراخور میلش و خواسته‌اش می‌تواند بهره‌ای از آن را داشته باشد تا بتوان از زنانگی و مردانگی چندگانه حرف زد.

کلیدواژه‌ها