نحوۀ بازنمایی ذهنی از خود و دیگری در مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس: نقش بافتار فرهنگی- اجتماعی
نویسندگان
1 استادیار گروه روان شناسی، دانشکدۀ علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 استاد گروه جراحی مغز و اعصاب، دانشکده پزشکی مرکز تحقیقات علوم اعصاب، مرکز آموزشی درمانی الزهرا (س)، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، اصفهان، ایران.
3 کارشناسی ارشد روان شناسی عمومی. گروه روان شناسی، دانشکدۀ علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
4 استاد گروه روان شناسی، دانشکدۀ علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.48308/apsy.2023.231575.1487چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی بازنماییهای ذهنی از خود و دیگری در مبتلایان به بیماری مولتیپل اسکلروزیس (ام اس) و مقایسۀ بازنماییهای ذهنی در دو فرهنگ اصفهان و تهران و در دو مطالعه صورت گرفت.روش: این یک پژوهش شبهآزمایشی با طرح عاملی ترکیبی بوده است. جامعۀ آماری شامل بیماران مبتلا بهاماس و افراد غیر بیمار در شهر اصفهان و همچنین افراد غیر بیمار در شهر تهران بوده است. مجموعا ۲۴۴ شرکتکننده (۸۲ بیمار مبتلا بهاماس و ۸۲ فرد غیر بیمار از شهر اصفهان و ۸۰ فرد غیر بیمار از شهر تهران) به تنظیم فاصله با شخصیتها (شامل تصویر خود در کودکی، تصویر خود در زمان حال، مادر، شریک عاطفی و دوست) در آزمون فاصلۀ بینفردی مطبوع در دو حالت فعال و منفعل پرداختند.یافتهها: نتایج تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر نشان داد مبتلایان بهاماس فاصلۀ بینفردی بیشتری را در مقایسه با افراد غیر بیمار در مواجهه با تصویر خود در زمان حال، شخصیت دوست و شریک عاطفی ترجیح میدهند. علاوه بر این، هر دو گروه شرکتکنندگان اصفهان (بیماران مبتلا بهاماس و افراد غیر بیمار) در مقایسه با گروه تهران به طور معناداری فواصل بینفردی بزرگتری را با تمامی شخصیتها برگزیند.نتیجهگیری: یافتههای پژوهش میتواند بیانگر نوعی تجربه از خود بیگانگی در بیماران مبتلا بهاماس در سطح بازنماییهای ذهنی و اهمیت فرهنگ در صورتبندی بازنماییهای ذهنی باشد.