رابطه بین ابعاد دلبستگی مادر و تنظیم هیجان کودک: نقش واسطهای باورهای غیرمنطقی و عملکرد تأملی مادر
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی، گروه روانشناسی مشاوره و تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد ، ایران.
2 استاد گروه روانشناسی، گروه روانشناسی مشاوره و تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
3 استادیار گروه روانشناسی، گروه روانشناسی مشاوره و تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
doi
10.48308/apsy.2025.236795.1701چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ابعاد دلبستگی مادر و تنظیم هیجان کودک و نقش واسطهای باورهای غیرمنطقی و عملکرد تأملی مادر بود.روش: این پژوهش بر حسب روش گردآوری دادهها از نوع توصیفی و همبستگی بود. شرکتکنندگان این پژوهش را کلیه مادران کودکان دبستانی شهر مشهد، در سال تحصیلی ۱۴۰۰ - ۱۳۹۹ تشکیل دادند. در نهایت ۳۰۸ مادر با روش نمونهگیری دردسترس انتخاب شدند. در این پژوهش چک لیست تنظیم هیجانی (ERC)، پرسشنامه عملکرد تأملی والدینی (PRFQ)، پرسشنامه دلبستگی بزرگسال (RAAS) و پرسشنامه باورهای منطقی و غیرمنطقی والدین (P-RIBS) مورد استفاده قرار گرفت. به منظور تحلیلهای آماری از نرمافزار SPSS. ۲۷ و AMOS. ۲۴ استفاده شد.یافتهها: نتایج نشان داد دلبستگی اضطرابی و اجتنابی و باورهای غیرمنطقی اثر مستقیم و منفی بر تنظیم هیجانی کودک دارند. دلبستگی اجتنابی در مقایسه با دلبستگی اضطرابی اثر مستقیم بیشتری بر تنظیم هیجانی کودک دارد. عملکرد تأملی نیز اثر مستقیم مثبت بر تنظیم هیجان کودک دارد. بررسی اثرات غیرمستقیم نیز نشان میدهد که اثر غیرمستقیم دلبستگی اضطرابی بر تنظیم هیجان کودک به واسطه باورهای غیرمنطقی صورتگرفته و منفی است. اثر غیرمستقیم دلبستگی اجتنابی بر تنظیم هیجان کودک نیز به واسطه عملکرد تأملی مادر و بهصورت منفی است.نتیجهگیری: دلبستگی اضطرابی و اجتنابی مادر با ایجاد بستری برای شکلگیری باورهای شناختی ناکارآمد و ظرفیت تأملی پایین در او میتواند منجر به بد تنظیمی هیجانی در کودک شود؛ بنابراین نتایج پژوهش حاضر میتواند در آموزش والدین و روابط با فرزندان کاربرد داشته باشد.