مدل‌یابی معادلات ساختاری نوموفوبیا بر اساس سبک‌های دلبستگی ناایمن و تنظیم شناختی هیجان ناسازگارانه با نقش میانجی احساس تنهایی

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، گروه روانشناسی، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی، بروجرد، ایران.

2 دکترای روانشناسی تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، خرم‌آباد، ایران.

doi
10.22034/jmpr.2024.62562.6302
چکیده

هدف از پژوهش حاضر بررسی مدل‌­یابی معادلات ساختاری نوموفوبیا بر اساس سبک‌­های دلبستگی ناایمن و تنظیم شناختی هیجان ناسازگارانه با نقش میانجی احساس تنهایی بود. روش این مطالعه توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش دانش­‌آموزان دختر دوره دوم متوسطه مشغول به تحصیل در مدارس دولتی شهر خرم‌‏آباد به تعداد 10089 نفر در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. حجم نمونه با روش نمونه‌‏گیری خوشه­ای چندمرحله‌­ای تصادفی 400 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده­­‌های پژوهش شامل پرسشنامه نوموفوبیا (NMP-Q) یلدریم و کوریا (2015)، پرسشنامه سبک‌­­های دلبستگی (AAI) هازن و شاور (1987)، فرم کوتاه پرسشنامه تنظیم­ شناختی هیجانی (CERQ) گرانفسکی و کرایج (2006) و مقیاس احساس تنهایی-نسخه سوم (UCLA LS3) راسل (1996) بود. داده‌ها به روش همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری و با استفاده از نرم‌­افزار SPSS و AMOS نسخه 28 تحلیل شد. یافته­‌های پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم سبک­­‌های دلبستگی ناایمن و تنظیم شناختی هیجان ناسازگارانه بر نوموفوبیا معنادار بود (p<0/001). همچنین نتایج نشان داد که احساس تنهایی در رابطه بین دلبستگی ناایمن دوسوگرا (0/361=β و 0/001=sig)، دلبستگی ناایمن اجتنابی (0/322=β و 0/001=sig)، و تنظیم شناختی هیجان ناسازگارانه (0/355=β و 0001=sig) با نوموفوبیا نقش میانجی دارد. بر اساس نتایج این پژوهش پیشنهاد می‌شود که رابطة بین این متغیرها در مداخله‌های مرتبط با نوموفوبیا دانش‌­آموزان مورد توجه قرار گیرد. لذا بر اساس نتایج به دست آمده از این پژوهش می‌توان برنامه‌هایی برای پیشگیری، اعمال مداخلات و کنترل نوموفوبیا طرح‌ریزی نمود.