تحلیل دیدگاه ناصرخسرو پیرامون دو مفهوم عقل و دین

نویسندگان

1 دکتری فلسفه و منطق؛ استاد گروه علوم تربیتی دانشگاه ازاد واحد اصفهان(خوراسگان)/ ایران.

2 دکتری برنامه‌ریزی؛ دانشیار گروه علوم تربیتی- برنامه‌ریزی درسی دانشگاه آزاد واحد اصفهان(خوراسگان)/ ایران.

3 دانشجوی دکتری فلسفۀ تعلیم وتربیت(نویسنده مسئول)/ نشانی: اصفهان؛ خیابان جی شرقی، ارغوانیه، بلوار دانشگاه دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان(خوراسگان)/ نمابر: 35354060-۰۳۱/ Email: phd_kazemi20@yahoo.com

doi
چکیده

هدف: این مقاله درصدد تحلیل دیدگاه ناصرخسرو پیرامون دو مفهوم عقل و دین بود. از این رو، نخست محورهای دوگانۀ عقل در جهان‌بینی ناصرخسرو بررسی، سپس عقل در دیوان اشعار و خوان‌الاخوان ناصرخسرو و نیز مفهوم دین و دینداری تحلیل شده است. روش: در این تحقیق از روش کتابخانه‌ای و ابزار فیش‌برداری استفاده شد. یافته‌ها: به عقیدۀ ناصرخسرو، عقل از چیزی آفریده نشده است؛ در غیر این صورت مبدع خوانده نمی‌شد: «وگر پیش از مبدع چیزی بودی، از دو بیرون نبودی؛ یا مبدع بودی نه از چیزی پدید آمده یا چیزی بودی از چیزی پدید آمده» و این امر محال است. همچنین از نظر وی، نخستین صادر از ذات باری‌تعالی، خرد است و انسان خردمند را به گرفتن از خرد فرا می‌خواند؛ خردی که در بند نیازهای حیوانی بشر، چون خور و خواب نباشد و نیازهای روحی و روانی او را بر طرف سازد. ایشان دوزخ را به جهل و نادانی و بهشت را به خردمندی و دانایی تأویل می‌کند. علم و دانش از نظر ناصرخسرو، همان دین است. در پناه شریعت بودن مایة دولت، رحمت، آسایش و بقای در دو جهان می شود. عمل به شریعت، به علم و حکمت منتهی می‌شود. هرکس حکمت یافته باشد، به او خیر عظیم و منفعت بسیار می‌رسد. نتیجه‌گیری: ناصرخسرو خرد را به عنوان عالی‌ترین مفهوم برای دستیابی به اسرار و رموز آفرینش می‌داند که به همراهی دین و دانش، موجب سعادت و رستگاری انسان می‌شود.