نقش میانجی پذیرش خود و هماهنگی خود با هدف در رابطه نیازهای بنیادین روان شناختی با بهزیستی روان شناختی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روان شناسی تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
2 دکتری روانشناسی تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
4 دکتری روانشناسی تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
5 کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران، ایران.
doi
10.48308/apsy.2024.236531.1692چکیده
هدف: هدف مطالعه حاضر تبیین مدل بهزیستی روانشناختی براساس نیازهای بنیادین روانشناختی با میانجیگری پذیرش خود و هماهنگی خود با هدف در بین دانشجویان دانشگاههای شهر تهران بود.روش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی است و نحوه گردآوری دادهها همبستگی از نوع توصیفی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان دختر و پسر شهر تهران در سال ۱۴۰۱ بوده است. نمونه پژوهش ۴۳۰ نفر بودند که از طریق نمونهگیری در دسترس و به روش اینترنتی در این پژوهش شرکت کردند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامههای نیازهای بنیادین روانشناختی گاردیا و همکاران (۲۰۰۰)، پرسشنامه پذیرش خود (چمبرلین و هاگا، ۲۰۰۱)، پرسشنامه هماهنگی خود با هدف الیوت و شلدون (۱۹۹۸) و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (۲۰۰۲) بود. دادههای پژوهش با روش معادلات ساختاری و از طریق نرمافزارهای SPSS و LISREL تجزیهوتحلیل شدند.یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مدل ارائهشده در پژوهش حاضر از برازش مطلوبی برخوردار است. یافتههای این پژوهش نشان داد که نیازهای بنیادین روانشناختی بر بهزیستی روانشناختی اثر مستقیم و معناداری دارد و متغیر میانجیگر پذیرش خود دارای اثر معنادار مستقیم و غیرمستقیمی بر بهزیستی روانشناختی است. همچنین، متغیر هماهنگی خود با هدف بهطور مستقیمی بر بهزیستی روانشناختی مؤثر بود.نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش حاضر نیازهای بنیادین روانشناختی بر بهزیستی روانشناختی دانشجویان اثرات مستقیم و غیرمستقیم دارد و پیشنهاد میشود در پژوهشهای بعدی آثار ارضای نیازهای بنیادین روانشناختی بر دیگر متغیرهای سلامت روان در طول مدت زمان بیشتری بررسی شود.