بررسی پایداری عملکرد دانه ژنوتیپهای سویا (Glycine max L.) از طریق تجزیه GGE بایپلات
نویسندگان
1 استادیار پژوهش بخش تحقیقات علوم زراعی و باغی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، مشهد، ایران
2 مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی- مشهد- ایران
3 3- کارشناس مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی لرستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، خرمآباد، ایران
doi
10.22092/aj.2021.128787.1448چکیده
گزینش ژنوتیپهای مطلوب با عملکرد و پایداری بالا هدف نهائی اغلب برنامههای اصلاحی سویا است. این تحقیق با هدف بررسی سازگاری و پایداری عملکرد دانه 20 لاین خالص سویا همراه با رقم شاهد ویلیامز (21 ژنوتیپ) طی دو سال زراعی (1395- 1394) در مناطق کرج، مغان و خرمآباد انجام گردید. در مناطق آزمایشی از طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار و جهت تعیین سازگاری و پایداری عملکرد از روش تجزیه GGE بایپلات استفاده شد. تجزیه واریانس مرکب بیانگر اثرات معنیدار ژنوتیپ و ژنوتیپ × محیط در سطح احتمال 1 درصد بود. مولفههای اصلی اول و دوم تجزیه GGE بای پلات به ترتیب 47 % و 28 % از واریانس اثر متقابل ژنوتیپ × محیط و ژنوتیپ (G X E + G) را بخود اختصاص دادند براساس معیار بایپلات ژنوتیپ G6 (L12/Williams x Katool) با عملکرد 3514 کیلوگرم در هکتار در کوتاهترین فاصله از ژنوتیپ ایدهآل قرار گرفت و بهعنوان مطلوبترین ژنوتیپ شناخته شد و پس از آن ژنوتیپ G4 (L12/Williams x Katool) با عملکرد 3522 کیلوگرم در هکتار در جایگاه دوم قرار گرفت. در این بررسی همچنین یک محیط کلان مشخص گردید که شامل دو محیط E1 (کرج 1394) و E3 (مغان 1394) بود. همچنین محیط E4 (مغان 1395) نزدیکترین محیط به محیط ایدهآل و از حیث توان تمایز بین ژنوتیپها و نمایندگی محیط هدف موثرترین محیط بود و پس از آن از حیث مطلوبیت محیطهای E2 (کرج 1395)، E1 (کرج 1394)، E3 (مغان 1394) و E5 (خرمآباد 1394) به ترتیب در رتبههای بعدی قرار گرفتند.