عدم تحمل ابهام و درد مزمن در مبتلایانِ مالتیپل اسکلروزیس:اجتناب شناختی، جهتگیری منفی به مشکل، باورهای مثبت به نگرانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی، گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.
2 دانشیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم،ایران.
3 دانشیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم،ایران.
doi
10.48308/apsy.2024.236440.1685چکیده
هدف: این پژوهش با هدف آزمون نقش میانجیگر اجتناب شناختی، جهتگیری منفی نسبت به مشکل و باورهای مثبت نسبت به نگرانی در رابطة عدم تحمل ابهام و درد مزمن در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس انجام شد.روش: در این پژوهش هبستگی، ۳۵۰ بیمار (۱۹۴ مرد و ۱۵۶ زن) از بین مراجعهکنندگان به مرکز تصویربرداری کوثر و انجمناماس ایران، واقع در شهر تهران، به کمک روش نمونهگیری دردسترس انتخاب و به مقیاس عدم تحمل ابهام (فرستون و همکاران، ۱۹۹۴)، پرسشنامه باورهای فراشناخت (ولز و کارتارایتهاتون، ۲۰۰۴)، پرسشنامه جهتگیری منفی نسبت به مشکل (رابیچاوود و دوگاس، ۲۰۰۵)، پرسشنامه اجتناب شناختی (سکستون و دوگاس، ۲۰۰۴) و نسخة کوتاه سیاهه درد (کلیلند، ۱۹۸۹)، پاسخ دادند.یافتهها: نتایج روش آماری تحلیل مسیر نشان داد که مدل واسطهمندی نسبی اجتناب شناختی، جهتگیری منفی نسبت به مشکل و باورهای مثبت نسبت به نگرانی در رابطة عدم تحمل ابهام و درد مزمن در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس با دادهها برازش مطلوبی داشت.نتیجهگیری: در مجموع، نتایج موافق با مواضعِ مدلهای شناختی آسیبشناسی روانی در بافتارِ پیشبینیِ درد مزمن به کمکِ عدم تحمل ابهام در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس، از نقش سازوکارهای علّی چندگانة اجتناب شناختی، جهتگیری منفی نسبت به مشکل و باورهای مثبت نسبت به نگرانی، حمایت کرد.