مقایسه اثربخشی آموزش خودتعیین‌گری و آموزش هوش موفق بر افزایش انگیزه درونی و خوش‌بینی تحصیلی دانش‌‏آموزان دختر با فرسودگی تحصیلی بالا

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران.

2 استادیار، گروه روانشناسی، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران.

3 استادیار، گروه روانشناسی، واحد اردبیل، دانشگاه آزاد اسلامی، اردبیل، ایران.

4 دانشیار، گروه مشاوره، دانشکدة علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل ایران.

doi
10.22034/jmpr.2023.57792.5740
چکیده

هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش خودتعیین‌­گری و آموزش هوش موفق بر افزایش انگیزه درونی و خوش­‌بینی تحصیلی دانش‌‏آموزان دختر با فرسودگی تحصیلی بالا بود. روش پژوهش نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌­آزمون-پس­‌آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری کلیه دانش­‌آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر رشت در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. در مرحله اول تعداد 60 نفر انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در 2 گروه آزمایش (هر گروه 20 نفر) و یک گروه کنترل (20 نفر) جایگزین شدند. سپس دانش­‌آموزان گروه‌­های آزمایش تحت آموزش خودتعیین­‌گری و آموزش هوش موفق قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ‌گونه مداخله‌‏ای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس سه‌­بُعدی فرسودگی تحصیلی (TDBA) برسو و همکاران (2007)، مقیاس انگیزش تحصیلی (AMS) والرند و همکاران (1992) و مقیاس خوش‌بینی تحصیلی (AOS) اسچنموران و همکاران (2013) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تحلیل داده­‌ها از طریق نرم‌‏افزار SPSS نسخه 24 با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه‌­گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور تاثیر معناداری بر بهبود انگیزه درونی و خوش‌­بینی تحصیلی دانش‌­آموزان داشته است (0/05>P). نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد که آموزش هوش موفق تاثیر بیشتری دارد (0/05>P). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می‏‌توان گفت که آموزش خودتعیین‌­گری و هوش موفق می‏‌توانند به عنوان شیوه­‌های آموزشی مناسب برای بهبود مشکلات تحصیلی دانش‌­آموزان دارای فرسودگی تحصیلی بالا در مدارس به کار برده شوند.