جریان‌شناسی‌بی‌ثباتی‌های‌سیاسی‌در‌عراق‌بر‌اساس‌نظریه‌ی‌دیوید‌‌ایستون؛ از پساصدام تا پسا داعش

نویسندگان

1 دانشگاه علامه طباطبایی

2 دانشگاه علامه طباطبایی

doi
چکیده

کشور عراق را باید یکی از کانون­های مهم بحران، ناآرامی­ های سیاسی و تشتت­ های ایدئولوژیکی در عصر کنونی قلمداد کرد. از دوران زعامت حزب بعث و توتالیتاریانیسم صدام حسین تا اشغال این کشور از سوی آمریکا در سال 2003 میلادی و در نهایت چالش ­های امنیتی-سیاسی داعش در این کشور، هیچ‌گاه عراق در عرصه­ ی تکامل و توسعه ­ی نظام سیاسی روندی موفقیت ­آمیز را طی نکرده است. پس از اضمحلال نسبی داعش در عراق، مسئله­ ای که به نظر بسیار مهم می­ رسد، مباحث بازسازی، تکوین، یکپارچگی و توسعه­ ی سیاسی در این کشور است. در این مقاله، نویسندگان با بهره ­گیری از نظریه­ ی بی­ ثباتی سیاسی دیوید ایستون و نیز روش جامعه ­شناسی تاریخی (روش تحقیق) درصدد پاسخ بدین سؤال ­اند که بی ­ثباتی سیاسی فراگیر جامعه ­ی عراق در بازه­ ی زمانی سال­های 2003 (سقوط صدام حسین) تا 2018 (زوال نسبی داعش در عراق) را چگونه می‌توان تحلیل کرد؟ یافته­ های مقاله حاکی از این مسئله است که نظام سیاسی عراق را می­ توان در خلال این مدت، به یک چرخه ­ی سیاسی تشبیه کرد. این چرخه به­ ترتیب شامل تغییرات در مقامات سیاسی، وقوع تغییرات گسترده در قواعد رژیم و در نهایت تغییر در جامعه ­ی سیاسی است؛ بنابراین، تغییرات وسیع و گسترده در این چرخه، زمینه­ های بی ­ثباتی سیاسی را در عراق به وجود آورد.