رندال شوئلر و چالش های واقع گرایی

نویسندگان

1 دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران

2 دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران

doi
10.29252/piaj.2022.212211.0
چکیده

یکی از برجسته ­ترین متفکران واقع­گرایی نوکلاسیک، رندال شوئلر است که از طریق نقد ساختارگرایی موجود در نوواقع­گرایی، درصدد احیای این مکتب بوده است. والتس، والت و مرشایمر، سه تن از برجسته­ ترین واقع­گرایان معاصر، از مهمترین متفکران مورد آماج نقد او بوده­ اند. در پاسخ به این سؤال که دیدگاه­ های شوئلر چه ارزش افزوده­ ای برای واقع­گرایی دارد، مدعای اصلی این مقاله آن است که وی به دنبال آن است که پاسخی برای ناهم­خوانی بسیاری از دعاوی واقع­گرایی با واقعیت تاریخی و تجربی بین ­المللی و چرایی ناهماهنگی ­های موجود در دعاوی خود واقع­گرایان بیابد و راهی برای رفع این مشکلات ارائه دهد. شوئلر در این چارچوب بر آن است که مناظره ­ی درون واقع­گرایی در مورد اولویت قدرت در برابر امنیت و نیز امنیت­ جویی حداقلی در برابر قدرت ­طلبی حداکثری دولت­ ها (مناظره­ میان واقع­گرایان تهاجمی و تدافعی) را حل کند، چرایی فقدان رفتار موازنه ­بخش و عدم شکل ­گیری موازنه ­ی قدرت/تهدید را در طول تاریخ توضیح دهد و عدم توجه کافی به تغییر نظام بین ­الملل در واقع­گرایی را جبران و اتهام اهمیت ندادن واقع­گرایی به نهادهای بین ­المللی را رد کند. آثار او با جذب عوامل داخلی در تحلیل، علاوه بر تبیین سیاست خارجی، ظهور دولت ­های تجدیدنظرطلب و شرایط پویایی، تغییر و تنوع در نظام بین ­الملل را در چارچوبی نظری حول محور مفهوم منافع و برآیند آن در سطح نظام یعنی موازنه ­ی منافع تبیین می ­کند. هدف پژوهش حاضر، ارزیابی تلاش نظری شوئلر در تعدیل و احیای واقع­گرایی است و برای دست­یابی به این هدف با اتکا به روش تحلیل متن، به مهم­ترین آثاری که شوئلر تاکنون منتشر کرده، ارجاع شده و چهره­ ی کم­ وبیش متفاوتی را که او از واقع­گرایی ارائه داده، نشان داده و مشخص خواهد کرد که هر چند او توانسته بسیاری از تناقضات درونی واقع­گرایی را پاسخ دهد، اما کار خود او نیز مشکلاتی به همراه دارد که می­ تواند به معنای افزودن به اختلافات درونی این رویکرد باشد.