تخیل اجتماعی در شاهنامه: مطالعهای روایتنگارانه در جهت تشکیل تخیلی جامعهشناختی از روایتهای شاهنامه
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری جامعه شناسی، گروه جامعهشناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 گروه جامعهشناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 گروه جامعهشناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22059/jsal.2021.323540.666021چکیده
مهمترین موضوع در این مقاله بهدست آوردن تحلیلی اجتماعی از روایتهای تاریخی ایران به روایت شاهنامه است. نگارنده با استفاده از مدل هگل از تخیل اجتماعی در پی یافتن مفاهیمی از روایتهای تاریخی شاهنامه در محتوای هستیشناسی، روششناسی، ایستاییشناسی و پویاییشناسی است. پس از مقولهبندی و کدبندی مفاهیم نتایج نشان داد از نظر هستیشناسی، انسان مورد روایت شاهنامه مسئول، خلاق و کنشگر است و روششناسی بررسی پدیدهها و روایتها در شاهنامه، نوعی تحلیل دیالکتیکی است که در فضای کنش متقابل نمادین انجام میشود، جامعهای که در شاهنامه ترسیم شده بهشدت نیازمند رهبران کاریزمایی است که در اثر گناه و اشتباه فرهی خود را از دست ندادهاند، در چنین جامعهای با پیدایش مسئله و مشکل، همکنشی مردم در زمینه خرد، دیانت و ایدئولوژی که معنای عمومی مردم را در کنش متقابل وهمفهمی با یکدیگر تشکیل میدهد، و این هم کنشی می تواند منجر به پویایی اجتماعی و یا شورش و دگرگونی اجتماعی باشد.