ناایمنی‌های دلبستگی و صفات اختلال شخصیت مرزی: نقش میانجی تفکر دوپاره و اعتماد اجتماعی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری روان‌شناسی، دانشکدۀ علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

2 کارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی خانواده، پژوهشکدۀ خانواده، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

3 دانشیار، دانشکدۀ علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

4 استادیار، دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.48308/apsy.2023.229702.1427
چکیده

هدف: مطالعۀ حاضر با هدف بررسی نقش میانجی تفکر دوپاره و اعتماد اجتماعی در ارتباط بین ابعاد دلبستگی ناایمن و صفات اختلال شخصیت مرزی انجام شد. روش: جامعۀ آماری پژوهش متشکل از دانشجویان دانشگاه‌های 20 استان ایران بود. جمع‌آوری داده‌ها از بهمن 1399 تا اسفند 1399 ادامه یافت. با به‌کارگیری طرح همبستگی مبتنی بر مدل‌یابی معادلات ساختاری و نمونه‌گیری در دسترس، 436 دانشجو به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان مجموعه‌ای از پرسشنامه‌های خودگزارش‌دهی، شامل سیاهۀ سنجش شخصیت– خرده‌مقیاس مرزی، سیاهۀ دلبستگی بزرگسال، پرسشنامۀ اعتماد اجتماعی و سیاهۀ تفکر دوپاره را تکمیل کردند. از مدل‌یابی معادلات ساختاری برای آزمون مدل پیشنهادی استفاده شد. یافته‌ها: نتایج مدل میانجی‌گری سریالی نشان داد که تفکر دوپاره، میانجی‌گر رابطۀ ابعاد دلبستگی ناایمن و اعتماد اجتماعی بود و از سوی دیگر، اعتماد اجتماعی صفات مرزی را پیش‌بینی می‌کرد. متغیرهای پیش‌بین به‌ترتیب 4، 49 و 60 درصد از واریانس تفکر دوپاره، اعتماد اجتماعی و صفات شخصیت مرزی را تبیین می‌کردند. نتیجه‌گیری: مسیری که ناامنی‌های دلبستگی از طریق آن بر صفات اختلال شخصیت مرزی تأثیر می‌گذارند، برای هر یک از ابعاد دلبستگی متفاوت است. به‌علاوه، بی‌اعتمادی اجتماعی، و نه تفکر دوپاره، سازوکاری است که ناایمنی دلبستگی از مسیر آن به صفات اختلال شخصیت مرزی منجر می‌شود. بنابراین، پرداختن به بی‌اعتمادی اجتماعی می‌تواند به درک جامع‌تری از اختلال شخصیت مرزی بیانجامد.