واکاوی چالشها و مؤلفههای ناپایداری ازدواج مجدد در متقاضیان زوجدرمانی: پژوهش کیفی داده بنیاد
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه مشاوره، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه مشاوره، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
3 دانشیار گروه مشاوره، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
4 دانشیار گروه سنجش و اندازه گیری، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.48308/apsy.2024.236413.1683چکیده
هدف: ازدواج مجدد نسبت به ازدواج نخست آسیبپذیری بیشتری در برابر طلاق دارد. پژوهش حاضر باهدف پاسخ به این سؤال صورت گرفت که، چالشها و مؤلفههای ناپایداری ازدواج مجدد چیست؟ روش: پژوهش کیفی و از نوع داده بنیاد سیستماتیک استراوس و کوربین (2011) بود. جمعیت موردمطالعه شامل کلیه زوجینی بود که تجربه ازدواج مجدد داشتند و در شهر کرمان زندگی میکردند. با استفاده از شیوه نمونهگیری توأمان هدفمند و نظری تعداد 12 نفر که متمایل به همکاری با پژوهشگر بودند، انتخاب شدند. این افراد با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته موردبررسی قرار گرفتند. تحلیل دادهها با استفاده از شیوه استراوس و کوربین (1990) و نرمافزار MAXQDA صورت گرفت. یافتهها: بعد از کدگذاری درمجموع 87 کدمعنایی، 24 مضمون فرعی و 12 مضمون اصلی استخراج شد. شرایط علی (عدم حلوفصل مشکلات ازدواج قبلی، عدم طرحریزی برای ازدواج مجدد، ازدواج مصلحتی، ایجاد موقعیت بیگانه/خودی) راهبردها (راهبردهای مقابلهای نامناسب در زمان استرس و اختلافات زناشویی)، شرایط مداخلهگر (عدم درک چالشهای مرتبط با چرخه زندگی و عدم انعطاف در مواجه با چالشهای ازدواج، ناتوانی در مدیریت اوقات دونفره، ناتوانی در به اشتراکگذاری صمیمیت و بیان احساسات، مشکلات مالی)، شرایط زمینهای (مخدوش شدن امنیت ازدواج به دلیل عدم تائید خانواده اصلی)، پیامدها (سست شدن سرمایهگذاری بر روی رابطه، از دست رفتن خود). نتیجهگیری: درنتیجه میتوان گفت ازدواج مجدد نیازمند طرحریزی، آمادگی و راهبردهای مقابلهای مناسب است. عدم توجه به موارد یادشده پیامدهای ناگواری برای ازدواج در پی دارد.