ظرفیت تجاری و چشم‌انداز توسعه در روابط جمهوری اسلامی ایران و افغانستان با رویکرد مدل جاذبه

نویسندگان

1 استاد، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد مدیریت و حسابداری ،دانشگاه یزد،یزد، ایران

2 دانشیار گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد و مدیریت ، دانشگاه بین‌المللی اهل بیت، تهران، ایران

3 دانشجوی دکتری، گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، یزد، ایران

doi
10.22034/bs.2026.2078530.3188
چکیده

تجارت بین‌الملل یکی از محرک‌های اصلی رشد اقتصادی است که در ارتقای بهره‌وری، توسعه ظرفیت‌های تولیدی و گسترش همکاری‌های منطقه‌ای نقش تعیین‌کننده دارد. این مطالعه با هدف تحلیل ظرفیت بالفعل و بالقوه روابط اقتصادی و تجاری بلندمدت میان ایران و افغانستان، با استفاده از مدل جاذبه و روش حداقل مربعات معمولی کاملاً اصلاح‌شده (FMOLS) بر داده‌های سری زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۳ انجام شد. نتایج نشان می‌دهد تولید ناخالص داخلی ایران و افغانستان به ترتیب با ضرایب مثبت 0.62 و 0.84 تأثیر معنی‌داری بر افزایش حجم مبادلات دوجانبه دارند، در حالی که فاصله جغرافیایی (ضریب منفی 0.077) و مشابهت اقتصادی (ضریب منفی 0.507) اثر کاهنده بر حجم تجارت دارند. با وجود پیوندهای مثبت شامل نزدیکی جغرافیایی، زیرساخت‌های مرزی و گمرکی و اشتراکات تاریخی و فرهنگی، سطح فعلی روابط اقتصادی دو کشور هنوز با ظرفیت واقعی خود فاصله دارد. بر اساس یافته‌ها، بهره‌گیری بهینه از ظرفیت‌های موجود، رفع موانع مالی و بانکی، توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل و لجستیک، کاهش موانع تعرفه‌ای و غیرتعرفه‌ای و هماهنگی سیاست‌های تجاری و منطقه‌ای می‌تواند حجم مبادلات را حداقل دو برابر افزایش داده و به رشد پایدار و همگرایی اقتصادی منطقه‌ای کمک کند.