بررسی و تحلیل روایتگری ایدئولوژیک در تاریخ نگاری شاهنامه بر مبنای نامۀ رستم هرمزد در پایان شاهنامه

نویسندگان

1 دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشگاه تربیت مدرس

3 دانشگاه تربیت مدرس

4 دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.48308/hlit.2017.98860
چکیده

از مسائل مهمِ مورد بررسی تاریخ­نگاری، شناخت محرّک تاریخ­نگار به سمت تاریخ­نگاری و هدف او از نوشتن تاریخ است. هدف مورّخ از نگاشتن تاریخ، بر ساختار تاریخ او تأثیر می­گذارد و در آن نمود پیدا می­کند. روایت مورّخ از حوادث تاریخی، روایت معناداری است که باعث شکل گرفتن نتیجه­ای ویژه در ذهن خواننده می­شود. هدف او از تاریخ­نویسی ترویج یا تأیید یک ایدئولوژی از خلال روایات تاریخی است. تاریخ­نگاری ابزار و رسانۀ مستندسازی ایدئولوژی است. این­گونه، مورّخ یک روایت تأییدگر را از رخدادها سامان می­دهد. در این پژوهش، می‌توان شاهنامه را همچون تدوینگران، شاعر خوانندگان روزگار تألیف، متنی تاریخی دید و با کمک دانش روایت­شناسی، روایتگری ایدئولوژیک را در آن ردیابی کرد و از روایت، به ایدئولوژی بعضاً پنهانِ سازندۀ آن پی­برد. بخش محوری این بررسی، «پادشاهی یزدگرد» در انتهای شاهنامه  با چهارچوب نظری بوطیقای زمان روایی ژرار ژنت است.