مدلیابی روابط ساختاری دوسوگرایی خود و علائم اختلال وسواس فکری-عملی: نقش میانجی تحملناپذیری عدماطمینان
نویسندگان
1 استادیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه خیام، مشهد، ایران
2 کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه خیام، مشهد، ایران.
doi
10.48308/apsy.2024.234687.1613چکیده
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش میانجی تحملناپذیری عدماطمینان در رابطه بین دوسوگرایی خود و شدت علائم وسواسی-اجباری در یک نمونه آنالوگ انجامشد.روش: روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل بزرگسالان بالای ١٨ سال بود که از میان آنها ٧١٨ نفر با روش نمونهگیری در دسترس بهعنوان نمونه انتخاب شدند. شرکتکنندگان، مقیاسهای دوسوگرایی خود (بار و کیریوس، ٢٠٠٧)، تحملناپذیری عدماطمینان ١٢ موردی (کارلتون و همکاران، ٢٠٠٧) و پرسشنامه وسواسی اجباری ییل-براون (گودمن و همکاران، ١٩٨٩) را تکمیل کردند. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از روش مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزارهای Amos-٢٤ و SPSS-٢٧ استفاده شد.یافتهها: بررسی دادههای پژوهش نشان داد که بین دوسوگرایی خود و شدت علائم وسواسی-اجباری رابطهای مثبت و معنادار (٠١/٠P<) و بین تحملناپذیری عدم اطمینان و دوسوگرایی خود و همچنین شدت علائم وسواسی-اجباری رابطهای منفی و معنادار وجود دارد (٠١/٠P<). همچنین، تحملناپذیری عدماطمینان رابطه بین دوسوگرایی خود و شدت علائم وسواسی-اجباری را میانجیگری کرد (٠١/٠P<).نتیجهگیری: بررسی یافتهها نشان داد که سطوح بالای دوسوگرایی خود با کاهش تحملناپذیری عدم اطمینان، سبب افزایش شدت علایم وسواسی- جبری میشود. به این صورت که سطوح بالای دوسوگرایی خود، با متمرکز کردن توجه بر خود و کاستن از توجه به محیط، سبب کاهش تحملناپذیری عدم اطمینان و در نتیجه ظهور علایم وسواسی میشود. بر این اساس، میتوان نشانههای وسواسی را تلاش فرد جهت حل دوسوگرایی در مورد خود دانست.