بررسی رابطه تفکر نقادانه و خودکارآمدی تحصیلی: نقش تعدیل گری خودراهبری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
3 استادیار گروه روانشناسی تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران
doi
10.22084/j.psychogy.2022.25612.2425چکیده
هدف: یادگیری خودراهبر به عنوان یکی از مؤلفههای اصلی در یادگیری بزرگسالان در دهههای اخیر محسوب میشود. این پژوهش در پی تعیین نقش تعدیلگری یادگیری خودراهبر در رابطه میان تفکر نقادانه و خودکارآمدی تحصیلی بوده است.روش: روش پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ گردآوری دادهها، همبستگی است. جامعه آماری مورد نظر دانشجویان دختر و پسر مشغول به تحصیل در سال 1399-1400 در شهر تهران و قم بودند که به دلیل شرایط کرونا و عدم امکان دسترسی حضوری به دانشجویان، 205 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند. جهت سنجش متغیرهای تحقیق از پرسشنامههای تفکر انتقادی ریکتس (2003)، یادگیری خودراهبر چنگ و همکاران (2010) و خودکارآمدی تحصیلی مک ایلروی و بانتینگ (2001) استفاده و همچنین بهمنظور انجام مدلسازی معادلات سازی و تحلیل دادهها، نرمافزار SPSS 23 و AMOS 24 بکارگرفته شد.یافتهها: نتایج پژوهش بیانگر این بودند که تفکر نقادانه و خودکارآمدی تحصیلی رابطه مثبت و معنادار با یکدیگر داشته، بهگونهای که تفکر نقادانه ۲۰ درصد از واریانس خودکارآمدی تحصیلی را پیشبینی کرده است.نتیجهگیری: در افراد با خودراهبری بالا، رابطه تفکر نقادانه و خودکارآمدی تحصیلی معنادار است اما در افراد با خودراهبری پایین این رابطه معنادار نیست که نشانگر نقش تعدیلگر خودراهبری در رابطه تفکر نقادانه و خودراهبری میباشد.