ما و افغانها! بازنمایی مهاجران افغانستانی در نمایشنامههای معاصر ایرانی با رویکرد پسااستعماری (موردپژوهی: گزیدهای از آثار محمد رحمانیان، حمید امجد و نغمه ثمینی)
نویسندگان
1 دانشآموخته مقطع کارشناسی ارشد رشته ادبیاتنمایشی دانشگاه تهران
2 دانشیار گروه آموزشی هنرهای نمایشی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jsal.2021.81048چکیده
انسانها از وطن خود، به وطنی دیگر میروند و در آنجا اقامت میکنند: این تعریفی ساده از یک موضوع پیچیده است. حضور این افراد در کشور دوم، نوعی از ادبیات را خلق میکند که اصطلاحاً «ادبیات مهاجرت»[1] نامیده میشود. این ادبیات را یا خود مهاجران، و یا نویسندگان کشور دوم خلق کرده و چون آیینه، جنبههای مختلف زندگی مهاجران و نوع برخورد جامعة میزبان با آنها را منعکس میکنند. یکی از راههایی که میتوان بهخوبی نوع مواجهة جامعة مقیم با مهاجران و شیوة تحقیر مهاجران توسط آن را دریافت، مراجعه به آثار هنری و ادبی آن جامعه است. حضور مهاجران افغانستانی در ایران، موجب عکسالعمل جامعة ایرانی نسبت به آنها شده و این موضوع در آثار ادبی و هنری ایرانیان نمود پیدا کرده است. بررسی سه نمایشنامة: خروس (محمد رحمانیان)، بیشیر و شکر (حمید امجد) و بدون خداحافظی (نغمة ثمینی) نشان میدهد: اولاً، نویسندگان ایرانی نسبت به حضور افغانها در کشور خود توجه نشان دادهاند و بر اساس این حضور آثاری را خلق کردهاند، و ثانیاً، شکل و محتوای این آثار نشان دهندة نوع نگاه مبتنی بر نظریة پسااستعماری و نیز دید تحقیرآمیز بخشی از جامعة ایرانی نسبت به مهاجران افغانستانی است.[1] Migrant Literature