نقدی بر «هم‌شکلی مسیرنماها در برخی از زبان‌های ایرانی: رویکردی ریزنحو بنیان»

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات انگلیسی دانشگاه سیستان و بلوچستان (مدرس زبان انگلیسی اداره آموزش پرورش دیواندره-کردستان)

doi
10.22059/jolr.2018.66653
چکیده

این نوشتار نقدی است بر دبیرمقدم و ناصری (1396). اثر نقدشده که تحلیل مسیرنماهای چند زبان ایرانی بر پایۀ نحو ذره­بنیاد است، اگرچه یک رویکرد نوین را معرفی نموده و به تحلیل مقولۀ کمتر بررسی­شدۀ حرف­اضافه پرداخته است، کاستی­های فراوانی دارد: دارای مشکلات ساختاری است، بسیاری از همبرنهادهای پیشنهادی مبهم و نارسا و زبان نوشتار و مطالب ترجمه­شده گنگ است، متن دارای انسجام معنایی نیست و تقریباً همۀ مطالب آن از منابع اصلی گرفته‌شده و حتی به‌صورت ناقص و نادرست به فارسی برگردانده شده‌اند؛ بنابراین نویسندگان قلم خود را در بیان مطالب و شناساندن نظریه به کار نگرفته­اند؛ پژوهش نقد­شده مطالبِ حشو و پراکنده­گویی فراوان دارد. در بسیاری موارد ارجاع­دهی به منابع به کار گرفته­شده نادرست­ و گاهی اوقات در استفاده از منابع امانت رعایت نشده است. سرانجام اینکه، از لحاظ نظری نه‌تنها نظریۀ نحو ذره­بنیاد به‌خوبی شناسانده نشده بلکه تصویری نادرست از آن ارائه ­گردیده است.