اثربخشی رویکرد بومی روانشناسی وحدتمدار بر گرایش به افسردگی و خودکشی دانشجویان پسر
نویسندگان
1 دانشیار پژوهشکده خانواده، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.48308/apsy.2021.216393.0چکیده
هدف: پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی رویکرد روانشناسی وحدت مدار بر نشانههای افسردگی و گرایش به خودکشی دانشجویان پرداخته است. روش: روش پژوهش شبهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون با گروه گواه و پیگیری سهماهه است. جامعه آماری شامل 895 دانشجوی کارشناسی دانشگاه شهید بهشتی ساکن در خوابگاه بود؛ و نمونه تحقیق به روش نمونهگیری هدفمند و از طریق فرم کوتاه مقیاس افسردگی اضطراب تنیدگی و پرسشنامه افکار خودکشی بک، غربال و از میان 200 دانشجوی مستقر در خوابگاه، 20 دانشجوی دارای گرایش به افسردگی و خودکشی انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. گروه آزمایش در شانزده جلسه شامل ده جلسۀ یک ساعت و نیمه فردی در کلینیک خانواده و کودک دانشگاه شهید بهشتی و شش جلسه تمرین در خوابگاه شرکت داده شدند؛ و گروه گواه در لیست انتظار قرار گرفت. جهت بررسی اثر مداخله، همه دانشجویان یکبار پس از مداخله و سه ماه پس از مداخله مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل دادهها از آزمون ناپارامتریک یومنویتنی استفاده شد. یافتهها: یافتهها نشان داد آموزش مبتنی بر روانشناسی وحدت مدار بر افسردگی (02/0=p، 15=U) و گرایش به خودکشی (019/0=p، 5/14=U) اثر داشته است و این اثر در مرحله پیگیری سهماهه پایدار مانده است. نتیجهگیری: رویکرد روانشناسی وحدت مدار با ارتقا نگرش و یکپارچه کردن تجارب زندگی و پذیرش واقعیت احساس تعلق و معنا در زندگی، منجر به کاهش نشانههای افسردگی و گرایش به خودکشی دانشجویان میشود.