روابط ساختاری راهبردهای شناختی تنظیم هیجان با نشانه های اختلالات نقص توجه-بیشفعالی، سلوک و نافرمانی مقابلهای در کودکان دبستانی
نویسندگان
1 کارشناس ارشد روانشناسی بالینی کودک و نوجوان، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
2 دانشیار، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
doi
10.22034/jmpr.2024.17349چکیده
در پژوهش حاضر به بررسی روابط ساختاری راهبردهای شناختی تنظیم هیجان با اختلالات نقص توجه-بیشفعالی، سلوک و نافرمانی مقابلهای در میان کودکان دبستانی پرداخته شده است. نمونه آماری این مطالعه را 533 نفر از کودکان 11 ـ 9 ساله تشکیل میداد که با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای از بین دانشآموزان مدارس ابتدایی شــهرستان تبریز انتخاب شده بودند. کودکان با تکمیل پرسشنامه راهبردهای شناختی تنظیم هیجان (CERQ-K-P) و والدین آنها نیز با پر کردن فرم والد پرسشنامه فهرست رفتاری کودکان (CBCL)، در پژوهش حاضر شرکت نمودند. دادهها با روش مدلیابی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج نشان داد که تعدادی از (نه همه) راهبردهای شناختی تنظیم هیجان با این مشکلات رابطه دارند. برخی از راهبردها مرتبط با یک یا دو اختلال بودند، اما ملامت کردن دیگران و برنامهریزی مجدد مثبت به عنوان راهبرد مشترک تنظیم شناختی هیجان در هر سه اختلال بود. راهبردهای دارای اثر منفی و مثبت در مورد هر یک از این اختلالات و همچنین تلویحات آسیبشناختی و درمانی این یافتهها درمورد اختلالات برونیسازی کودکان، و نقش آنها در تبیین اختلالات نقص توجه-بیشفعالی، سلوک و نافرمانی مقابلهای در مقاله بحث شده است.